عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٤٢
مىآمدم. شخصى ناشناس از درب شرقى شيخان وارد قبرستان شد و مستقيم به سوى من آمد گفت: آقا قبر ميرزا جوادآقا ملكى را مىخواهيد؟ و مرا در كنار قبر آن مرحوم برد و از من جدا شد و به سرعت به سوى درب غربى رهسپار شد. من بىاختيار تكانى خوردم و گفتم آقا من كه قبر ايشان را مىخواستم، امّا شما از كجا مىدانستيد؟ آن شخص در همان حال كه به سرعت به سوى درب غربى شيخان مىرفت، صورت خود را برگردانيد و نيمرخ به سوى من نمود و گفت: ما مشتريهاى خود را مىشناسيم. «١» پرواى اولياى خدا از تصرف عارفان كامل كه قدم در مسير ولايت نهادهاند و قرب و لقاى حق را در سر مىپرورانند، به آنچه در اين راه مىيابند، نظر ندارند و از آشكار ساختن علم، قدرت و تصرّف پروا مىكنند.
شناخت كامل عظمت الهى و ادب بندگى در پيشگاه خداوند آنان را از تصرف در عالم باز مىدارد با اينكه به مقام ولايت الهى بار يافتهاند و اراده آنان مظهر اراده الهى گشته است. امام خمينى (ره) در اين باره چنين مىفرمايد:
حفظ مقام بندگى و ادب در محضر ربوبى بر آن دارد كه بيشترين نگاه بر تقديس و تزكيه حق باشد، بلكه با حال سالك مناسبتر است و او را از خطرات دورتر مىنمايد ... بدين روى پيامبران و رسولان و اولياى الهى از اظهار معجزات و كرامات خوددارى مىكردند؛ زيرا اظهار معجزه و كرامت ريشه در اظهار ربوبيّت و وانمود كردن قدرت و سلطنت و ولايت در جهان دارد. از اين رو از اظهار آن خوددارى مىكردند مگر جاهايى كه مصلحت اقتضاى اظهار آن نمايد. در آن موارد هم رشته قلب خود را به حضرت او پيوسته و به رب الارباب متوجّه مىشدند، اظهار ذلّت و مسكنت و بندگى مىكردند، انانيت خود را به دور مىانداختند و كار را به آفريدگارش واگذار مىكردند و از جاعل و منشأ قدرت درخواست مىكردند كه او خود اظهار فرمايد با اينكه ربوبيّتى كه بدست آنان ظاهر شد همان ربوبيّت حق جلا و علاء بود، ولى با اين همه آنان از اين مقدار نيز خوددارى داشتند كه ربوبيّت حق به دست ايشان ظهور يابد. «٢»