عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٢٠
از اين روايت درمىيابيم كه امام (ع) برزخ و برزخيان را مىديده و با آنان گفت و گو مىكرده است و از اين سخن امام با حبه كه «اگر پردهها از برابرت كنار مىرفت برزخيان را مىديدى» برمىآيد كه اگر پردهها كنار رود و آدمى از چشم برتر و ديد برترى برخوردار باشد موجودات برزخى را مىبيند و ديدن آنها ويژه معصومان نيست و اين همان كشف ابصارى است.
كشف سماعى اين كشف به معناى شنيدن صداهاى مثالى و برزخى است. صداهاى برزخى به عالم ماده احاطه دارند و همه جا را پر كردهاند، ولى گوشها از شنيدن آنها عاجز هستند. انسانها در حيات دنيا از مرتبه پايين حيات و كمالات حياتى مانند شنوايى برخوردارند. با سلوك عبودى، سالك از حيات برتر و شنوايى بالاترى بهرهمند مىگردد و صداهاى گوناگون برزخى را مىشنود. سالكان با پيشرفت در سلوك از شنوايى برترى برخوردار مىگردند و با گوش جان ذكر و تسبيح همه موجودات را مىشنوند. در مراتب بالاتر كلام ملائكه و روح اعظم را مىشنوند و در مرتبهاى هم وحى را با واسطه يا بىواسطه مىشنوند، اين مرتبه ويژه انبيا و اوصياست.
از آنچه گذشت روشن مىگردد كه گوش دل و شنوايى داراى مراتبى است و هرگونه شنيدنى از اقسام كشف صورى نيست. هر ديدنى نيز از اقسام كشف صورى نمىباشد.
سيدبن طاووس گويد: روايت است كه سرورمان امام جعفرصادق (ع) در نماز تلاوت قرآن مىكرد. به حالت غش بيفتاد، چون به هوش آمد از حضرت سبب آن را پرسيدند فرمود:
«پيوسته آيات قرآن كريم را تكرار مىكردم تا به حالتى رسيدم كه گويى آيات را از سوى نازل كننده آنها به مكاشفه و عيان شنيدم. توان بشرى مكاشفه جلال الهى را تاب نياورد.» «١» مراحل آغازين كشف سماعى براى همه سالكان يكسان نمىباشد. سالك با شنيدن صداهاى برزخى با سرگردانى و حيرت به دنبال يافتن مكان، زمان و جهت آنهاست با اينكه اين صداها محيط به عالم طبيعت است و مكان و جهت ندارد. «٢» اين صداهاى برزخى گوناگون هستند و هر يك از آنها پيامى براى سالك دارد. گاهى با