عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٦٤
تكليف بازنمىماند. در حال فنا و بيخودى نيز به لطف خداى متعال هنگام فرا رسيدن وقت عمل به خود مىآيد و پس از اداى تكليف به حال فنا برمىگردد. «١» ٣. اگر سالك بر اثر نقصان سلوك پس از رسيدن به مقام فنا به خود نيايد و تكليفى را انجام ندهد، در حقيقت تكليفى در اين حال متوجّه او نبوده است؛ چنانكه در حال بيهوشى تكليفى نيست و اين غير از سقوط تكليف با رسيدن به حقيقت است.
١- ٢. اباحيگرى افراط عارفان مسلمان در باطنگرايى و مقدم داشتن باطن شريعت بر ظاهر آن سبب گرديد تا جمعى از صوفيان به بهانه دستيابى به حقيقت و باطن، شريعت را رها كنند و سستى و بىمبالاتى به احكام شرعى و اباحيگرى در بين آنان رواج يابد.
سرّاج طوسى فصلى بزرگ از كتاب اللمع را به بيان اشتباهات صوفيان اختصاص داده است. وى يكى از اين اشتباهات را اباحيگرى مىشمارد. «٢» سيد مرتضى بن داعى رازى، كه در نيمه اول قرن هفتم مىزيسته، صوفيه اين قرن را به شش فرقه دستهبندى كرده است، وى درباره دسته چهارم گويد:
فرقه واصليّه كه گويند واصليم به حق، نماز و روزه و زكات و حج و احكام ديگر از بهر آن نهادهاند تا شخص اول بدان مشغول بود و تهذيب اخلاق حاصل كند و او را معرفت حق حاصل آيد و چون معرفت حاصل شد واصل بود؛ يعنى به حق رسيده باشد و چون واصل شد تكليف از وى برخاست و هيچ چيز از شرايع دينى بر وى واجب نبود و اين مذهب جمله عارفان باشد كه در زمان مااند. «٣» ١- ٣. لغزش در شيوههاى تربيتى انحرافات در شيوههاى تربيتى از آسيبهاى مهم و جدى است كه با بىاعتنايى به شريعت و آموزههاى اسلامى در ميان عارفان مسلمان رواج يافت. علّامه طباطبايى اين انحراف را از