عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٣٧
حقيقى هدايت مىكند. حضرت اميرالمؤمنين (ع) اهداف بعثت انبيا را چنين وصف مىكند:
فَبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ، وَ واتَرَ الَيْهِمْ انْبِياءَهُ، لِيَستأْدُوهُمْ ميثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ، وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْليغِ، وَ يُثْيروُا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ.
پس پيامبران خود را برانگيخت، و يكى پس از ديگرى فرستاد تا عهد خداشناسى را كه در فطرت آدمى بود باز طلب كنند و نعمت از ياد رفته را باز به ياد آورند، و با مدد حجّت و برهان آنان را به راه آورند، و گنجينههاى دانش پنهانى را برون آرند. «١» بنابراين، پيامبران انسانها را به وفا به پيمانهاى فطرى خود دعوت مىكنند و توانايىهاى فكرى و روحى آنان را شكوفا مىسازند.
عرفان همانند ديگر گرايشهاى فطرى انسان از دو ويژگى برخوردار است:
١. گرايشات فطرى اگرچه در تمامى انسانها وجود دارند، ولى براى آشكار شدن نيازمند تحريك و ايجاد زمينهاند. اين گرايشها در همه زمانها و براى همه انسانها آشكار نمىگردند.
انيشتين درباره برانگيختن حس مذهبى مىگويد:
به نظر من مهمترين وظيفه هنر و علم اين است كه اين حس لاهوت را برانگيزد و آن را در وجود آنها كه صلاحيت دارند زنده نگه دارد. «٢» استاد مطهرى پس از نقل اين كلام چنين مىگويد:
مهمترين راه خداشناسى همان است كه آقاى انيشتين نشان داده است. كار علم و هنر است كه اين احساس را تحريك كند همانند حس هنر در انسان است. حس هنر و زيبايى در هر كسى هست منتها آن را بايد تقويت كرد. با نشان دادن مظاهر هنر و آشنا كردن به آن اين حس را بايد تقويت كرد، عبادات نيز حس خداشناسى را تقويت مىكند و بشر هر راه ديگرى را طى كند از آن بىنياز نيست. «٣» بنابراين، دين و آموزههاى دينى سبب بروز گرايشهاى عرفانى در انسانها مىگردد.
٢. گرايشهاى فطرى پس از بروز براى رسيدن به كمال نياز به تربيت و هدايت دارند وگرنه به كمال شايسته نمىرسند و گاه نيز با تربيت نادرست از مسير كمال خارج مىگردند.