عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٤١
ب. مخالفان عرفان در جهان اسلام اينان تلاش كردند عرفان و تصوف را يكسره با اسلام بيگانه بخوانند و در پى ريشههاى غير اسلامى براى آن باشند. عرضه كردن تفسيرى دقيق و رمزى از معارف اسلامى، گرايش به تأويل آيات و روايات و تفسير احكام دينى، جدا كردن طريقت و حقيقت از شريعت و در پيش گرفتن راه و روشى به نسبت متمايز از آموزههاى دينى براى رياضت و سير و سلوك از همان آغاز سبب گرديد جمعى از عالمان اهل سنت و شيعه با راه و روش عارفان مخالفت ورزند و براى عرفان و تصوف به دنبال خاستگاهى خارج از جهان اسلام باشند.
از ديدگاه اين دو گروه- مخالفان عرفان در جهان اسلام و برخى شرقشناسان- اسلام دينى ساده و بىتكلُّف و تهى از مفاهيم عميق و رمزى است. توحيد اسلامى براى همگان مفهوم است و آنچه عرفا در اين باره گفتهاند، چيزى جدا از توحيد اسلامى است. زهد و اعراض از دنيا براى دستيابى به نعمتهاى حيات جاويد است و احكام اسلامى نيز دستورهايى ساده و عملى است كه علم فقه آنها را بيان مىكند. سير و سلوك عرفانى از زهد اسلامى جدا است؛ زيرا مفاهيمى مانند عشق و فنا در خدا و تجلى خداوند در قلب عارف در سير و سلوك طرح مىگردد كه در زهد اسلامى وجود ندارد. نيكان صحابه رسول اكرم (ص)، كه عرفا خود را به آنها منسوب مىكنند، زاهدانى بيش نبودند و روح آنان از سير و سلوك عرفانى و توحيد عرفانى بىخبر بوده است. «١» ٣. اسلام؛ خاستگاه نخستين عرفان اسلامى طبق اين نظريه عرفان در دو بخش نظرى و عملى، مايههاى اوّليه خود را از اسلام گرفته و به شرح و توضيح آن پرداخته و اصول و قوانين آن را بيان كرده است و در گذر زمان نيز تحت تأثير انديشههاى ديگر قرار گرفته است. اينكه عارفان تا چه ميزان از اين سرمايه اسلامى بهره گرفتند و در شرح و بسط مايههاى آغازين توفيق يافتند و يا چه اندازه از قوانين اسلام فاصله گرفتند و افكار و انديشههاى ديگران تا چه حد بر آنها مؤثر بوده است نيازمند تحقيقى جداگانه است. آنچه مسلّم است، تعليمات و دستورهاى اسلام و راه روشى كه پيشوايان دين