عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٧٨
خود ببيند و ادب محضر او را رعايت كند. در مرتبه بالاتر چنان رفتار كند كه گويى خداى متعال را مىبيند. نجمالدين اصفهانى درباره مراقبت و مرتبه اوّل آن گويد:
و معنى مراقبت آنست كه بعد از آنكه طالب به قوّت ايمان به يقين دانسته بود كه حق تعالى مطّلع است بر همه احوال وى، او نيز دايم حاضر اين اطلاع بُوَد. و چون داند كه حق تعالى حاضر او است و نظر او بروى است، بايد كه به حرمت و ادب زندگانى كند و غافل نشود در حال ذكر و غير آن چنانكه رسولاللَّه (ص) فرمود الاحسان ... و معنى اين حديث آنست كه بنده به مراقبت زندگانى كند. «١» مراتب مراقبت در سخن محيىالدين عربى عبدالغفور لارى (م ٩١٢ ه. ق) در شرح اصول عشره نجم الدين كبرى گويد:
شيخ محيىالدين، مراقبه بنده را سه گونه اعتبار كرده است:
اوّل: نگاهداشتن باطن و ظاهر است از مخالفت امر الهى، و در مقام موافقت بودن و رعايت آنچه بر او گذرانيده شود از نيك و بد كه موجب شكر است يا تدارك.
دوم: ملاحظه اينكه حق سبحانه ناظر ظاهر و باطن است و آنچه از ايشان صادر مىشود. اين را مراقبهِ مراقبه خوانند؛ زيرا متعلق اين مراقبه حق است و سالك مراقب مراقبه حق بر خود است.
سوم: ملاحظه ذات حق بر وجهى كه آن ملاحظه موجب غفلت از ماسوى باشد و اين ملاحظه از تعظيم حق و ملاحظه قرب او و از تحقّر نفس خود پيدا شود. «٢» مولوى درباره مرتبه اوّل مراقبت و پيروى از دستورهاى الهى و سهم آن در پيشرفت سالك گويد:
گر مراقب باشى و بيدار تو بينى هر دم پاسخ كردار تو گر مراقب باشى و بيدار تو هر دمى بينى جزاى كار تو چون مراقب باشى و گيرى رَسَنْ حاجتت نايد قيامت آمدن