عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٢٣
تابش اين نور قلب سالك را به سوى خداى متعال جذب مىكند و آماده حركت مىسازد.
در كلمات قصار مولىالموحدين علىبن ابىطالب (ع) آمده است:
اليَقَظَهُ نُورٌ و الغَفْلَةُ غُرُورٌ. «١» بيدارى نور است و غفلت و بىخبرى، فريب.
آن جناب در وصف اهل ذكر مىگويد:
فَاستَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِى الاْبْصار وَ الاْسْماعِ. «٢» آنان به نور بيدارى در گوشها و چشمها و دلها چراغ هدايت را روشن مىدارند.
خواجه عبداللَّه انصارى در «منازل السائرين» در تعريف يقظه پس از آوردن آيه كريمه «قُلْ انَّما اعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ انْ تَقُومُوا للَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ...» (سباء: ٤٦) بگو: شما را به يك چيز اندرز مىدهم؛ دو دو و يك يك براى خدا قيام كنيد. چنين مىگويد:
قيام براى خدا، بيدارى از خواب غفلت و برخاستن از ورطه بىخبرى و سستى است و آن اولين روشنايى حيات در قلب با ديدن نور بيدارى است. وَ هِىَ اوَّلُ ما يَسْتَنيرُ قَلْبُ العَبدِ بِالحيوةِ لِرُؤيَةِ نورِ التَّنْبيهِ. «٣» خواجه در اين بيان «قيام براى خدا» را به يقظه و بيدارى از خواب غفلت و برخاستن از ورطه بىخبرى و سستى تفسير مىكند و در تعريف يقظه آن را نخستين نورى مىشمارد كه خداى متعال بر قلب سالك مىتاباند و «حيات طيّبه» انسانى به او مىدهد.
قرآن كريم نيز حيات دنيا را پايينترين مرتبه حيات مىداند و آنان را كه با تابش انوارالهى، بيدار مىشوند و در مسير او گام مىنهند، صاحبان حيات طيّبه انسانى مىشمارد.
اوَمَنْ كانَ مَيْتاً فَاحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشى بِه فِى النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِى الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها. (انعام: ١٢٢)
آيا آن كس كه مرده بود و ما زندهاش ساختيم و نورى فرا راهش داشتيم تا بدان در ميان مردم راه خود را بيابد، همانند كسى است كه به تاريكى گرفتار است و راه بيرون شدن را نمىداند؟