عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٨٥
لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجابٌ غَيْرُ خَلْقِهِ. «١» بين خداى متعال و بين مخلوق حجابى جز خود خلق نيست.
شكافتن حجب نورى پس از شناختن آنها با انصراف و ناديده انگاشتن اين حجابها و ادامه طلب و اشتياق براى شهود بالاتر است. با توجّه به اينكه اين حجابها از مراتب وجودى خود انسان سرچشمه مىگيرد با انصراف و غفلت از مراتب خود مىتوان به شهود بالاتر و شكافتن حجابهاى نورى دست يافت. «٢» چه مىتوانيم باشيم؟
با كنار زدن حجابهاى ظلمانى و نورانى مىتوان پردهها را از روى چهره واقعى انسان كنار زد و در همين حيات دنيا شاهد وجه كريم حق بود. سالك پس از بيدارى و حركت با حجابهاى متراكم ظلمانى رو به روست و بايد آنها را كنار زند. مهمترين مانع براى رسيدن به جوار حق، همين حجابهاى ظلمانى هستند.
حجابهاى ظلمانى نه تنها سالك را از شهود وجه كريم الهى بازمىدارند، بلكه وى را از ابواب گوناگون معارف الهى و اسرار وجود محروم مىسازند و موجب خسران و هلاكت ابدى وى مىگردند.
حجابهاى ظلمانى حجابهاى ظلمانى از تعلق روح به بدن، افكار و عقايد باطل، اخلاق ناپسند و رفتار ناشايست ريشه مىگيرند. اين حجابها ويژگيها و رنگهايى است كه در روح ايجاد و روح را به سوى غير خدا مىكشاند و از او محجوب مىسازد.
حجابها حقايقى عينى و خارجىاند كه در باطن انسان وجود دارند. هر يك رنگ و تيرگى مخصوصى به روح مىدهد و به گونهاى انسان را از خداى متعال دور مىسازد. از اين رو براى كنار زدن و رهايى از هر يك بايد راه ويژهاى را پيمود. براى نمونه تعلق روح و اسارت آن در