عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٠٩
بزرگترين معجزه پيامبر اسلام (ص) دانست. آن جناب در خطبه «قاصعه» از منزلت و جايگاه خود نزد پيامبر اكرم (ص) خبر مىدهد و تربيتش را در دامان پيامبر (ص) وصف مىكند. در بخشى از اين خطبه آمده است:
«او هر روز يكى از صفات پسنديدهاش را بر من آشكار مىنمود، و مرا مىفرمود كه بدان تأسّى كنم. هر سال در- غار- حراء زمانى چند خلوت مىگزيد من او را مىديدم و غير از من كسى نمىديد.» «روشنايى وحى و رسالت را به چشم مىديدم، و بوى نبوّت را استشمام مىكردم.
هنگامى كه وحى بر ايشان نازل مىشد صداى ناله شيطان را شنيدم، پرسيدم: اى پيامبر خدا، اين صداى ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است از اينكه او را بپرستند نوميد شده است.» آن جناب در اينجا سخنى از پيامبر اكرم (ص) نقل مىنمايد كه نشانگر عمق تأثير تربيت نبوى در جان نورانى علوى است.
«انَّكَ تَسْمَعُ ما اسْمَعُ، وَ تَرى ما ارى، الّا انَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍ ولْكِنَّكَ لَوَزيرٌ، وَ انَّكَ لَعَلى خَيْرٍ» تو هم مىشنوى هر چه من مىشنوم، و مىبينى آنچه من مىبينم، جز آنكه تو پيامبر نيستى، ولى تو وزير منى، و به راه خير مىروى. «١» اين سخنان به صراحت حكايت دارد كه جان آماده علوى در پرتو انفاس قدسى و تربيت الهى پيامبر اكرم (ص) چنان نورانى مىگردد كه در دوران كودكى چيزهايى را مىبيند و مىشنود كه پيامبر اكرم (ص) پس از سالها مجاهدت و خلوت در غار حرا به لطف و عنايت خداى متعال بدان دست يافت.
دلايل نياز به استاد در سلوك عارفان وجود استاد و پيرى وارسته و واصل را از شرايط لازم در سلوك به شمار مىآورند.
آنان براى اثبات اين نياز و پاسخ به كسانى كه وجود استاد را در اين راه لازم نمىدانند دلايلى بيان كردهاند. آنان مىكوشند با بيان اين دلايل سالكان را به همراهى با پيرى راهنما تشويق و از حركت در اين وادى پرخطر بىاستاد بازدارند. برخى از اين دلايل عبارتاند از: