عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٠١
ورع داراى مراتبى است، امام خمينى (ره) درباره مراتب آن گويد:
ورع عامه اجتناب از كباير است، ورع خاصه اجتناب از مشتبهات براى خوف از وقوع در محرّمات، ورع اهل زهد اجتناب از مباحات است براى احتراز از وِزرِ آن، ورع اهل سلوك ترك نظر به دنيا است براى وصول به مقامات، ورع مجذوبين ترك مقامات است براى وصول به باباللَّه و شهود جمالاللَّه، و ورع اوليا اجتناب از توجه به غايات است. «١» همچنين درباره اهميت ورع از محارم الهى گويد:
ورع از محارماللَّه پايه تمام كمالات معنويه و مقامات اخرويه است و از براى هيچ كس مقامى حاصل نشود مگر با ورع از محارماللَّه و قلبى كه داراى ورع نباشد به طورى زنگار و كدورات او را فرا گيرد كه اميد نجات بسا باشد كه از او منقطع گردد. «٢» روايات بر ورع به ويژه از محارم تأكيد بسيار مىورزند؛ امام صادق (ع) مىفرمايد:
عَلَيْكُمْ بِالْوَرَعِ فَانَّهُ لايُنالُ ما عِنْدَاللَّهِ إلّابِالْوَرَعِ. «٣» بر شما باد به ورع؛ زيرا جز با ورع نمىتوان به آنچه نزد خداست رسيد.
درباره ورع عالمان و عارفان بزرگ حكايتها رسيده است از جمله آمده است:
بشر حافى را به دعوتى خواندند، طعام پيش او نهادند، خواست كه دست فراز كند دست وى فرمان نبرد، بارى چند چنان كرد، مردى كه آن عادت او دانست گفت: دست وى فرا طعامى كه اندر وى شُبهت بود نرسد و فرمان نبرد. «٤» ٢. صبر صبر بيتابى نكردن در برابر ناگواريهاست. خواجه عبداللَّه انصارى در تعريف آن گويد:
صبر نگهدارى نفس است از گلهمندى با وجود ناشكيبايى و جزع نهانى. «٥» بنا به حديثى نبوى صبر سه گونه است: صبر به هنگام مصيبت و بلا، صبر بر اطاعت و صبر از گناه. «٦» شكايت بردن از بلاها و مصيبتها به مردم، اخلاقى نكوهيده است و با صبر در بلا ناسازگار،