عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٣٣
خواست و اراده الهى از طريق نفوس پاك آنان تجلى مىيابد. از امام صادق (ع) روايت است كه فرمود:
انَّ الامامَ وَكَرٌ لِارادَةِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لايَشاءُ الّا مَنْ يَشاءُاللَّهِ. «١» امام آشيانه اراده و خواست خداى متعال است و نمىخواهد مگر آنچه خدا بخواهد.
تصرفات نفوس ناپاك قرآن در برابر تصرفات انبيا و اوليا براى هدايت بشر، از برخى تصرفات نفوس ناپاك و شرور بنام «سحر» و «كهانت» ياد مىكند. علامه طباطبايى در بيان تفاوت بين كهانت و سحر مىگويد:
تصرفات و خوارق عاداتى كه از باب خبرگيرى، يا يارى گرفتن از جن يا ارواح و مانند آن باشد «كهانت» مىنامند، ولى اگر با دعا و افسون و طلسم باشد «سحر» مىگويند. «٢» اين نفوس ناپاك از راههاى گوناگون در فكر و خيال و تمايلات مردم تصرف مىكنند و باطلى را حق جلوه مىدهند. «٣» قرآن كريم كار ساحران دربار فرعون را چنين وصف مىكند:
فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعَى. (طه: ٦٦)
ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هر سو مىدوند.
ساحران براى مقابله با معجزه حضرت موسى (ع) با تصرّف در فكر و خيال تماشاگران چنان وانمود مىكردند كه ريسمانها و عصاها حركت مىكنند با اينكه در واقع حركتى نداشتند.
سحر و جادو در ميان يهوديان نيز رواج فراوان داشت، آنان مىپنداشتند سلطنت حضرت سليمان (ع) و تسخير جن و شيطانها و حيوانات وحشى و پرندگان و ديگر كارهاى خارق عادت او از راه سحر بوده است، و بخشى از اين سحر به آنان رسيده است و بخشى ديگر را دو مَلَك هاروت و ماروت به مردم آموختهاند. قرآن به هر دو سخن آنان پاسخ گفته است. «٤»