عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١١١
فرياد كه در رهگذر آدم خاكى بس دانه فشاندند و بسى دام تنيدند همت طلب از باطن پيران سحرخيز زيرا كه يكى را ز دوعالم طلبيدند نمونههايى از نقش تربيتى استاد ١. تشخيص موانع:
مرحوم حاج ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى (ره)- استاد اخلاقى امام خمينى (ره)- چهارده سال شاگرد و ملازم استاد اخلاق و توحيد، آخوند ملاحسينقلى همدانى (ره) بودهاند. «١» از ايشان حكايت شده است:
پس از دو سال خدمت استاد خود عرض مىكند: من در سلوك به جايى نرسيدهام، استاد در جواب از اسم و رسمش مىپرسد، او با تعجب مىگويد: مرا نمىشناسيد؟! من جواد تبريزى ملكى هستم. استاد مىگويند: شما با فلان ملكىها بستگى داريد. ميرزا جوادآقا چون آنها را خوب و شايسته نمىدانست، از آنان انتقاد مىكند. آخوند ملاحسينقلى همدانى در جواب مىگويد:
هر وقت توانستى كفش آنها را جفت كنى من خود به سراغ تو خواهم آمد. ميرزا جوادآقا فردا كه به درس مىرود و در محلى پايينتر از ديگر شاگردان مىنشيند و به طلبههايى كه از آن فاميل در نجف بودند محبت مىكند، تا جايى كه، كفششان را پيش پاى آنان جفت مىكند. چون اين خبر به آن طايفه كه در تبريز ساكن هستند مىرسد، كدورت فاميلى رفع مىشود. پس از آن، آخوند او را ملاقات مىكند و مىگويد: دستور تازهاى نيست، تو بايد حالت اصلاح شود. «٢» نكتههاى آموزنده در اين حادثه ١. استاد با صبر و بردبارى دو سال، سالك را به حال خود مىگذارد تا به رياضات و مجاهدات خويش ادامه دهد تا جايى كه خود به عدم موفقيت در سلوك پى برده و در جست و جوى درمان برآيد.
طبيب عشق مسيحا دم است مشفق ليك چو درد در تو نبيند كِه را دوا بكند؟