عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٣٢
كُونُوا قَوْماً صيحَ بِهِمْ فَانْتَبهُوا، وَ عَلِمُوا انَّ الدُّنْيا لَيْسَتْ لَهُمْ بِدارٍ فَاسْتَبْدَلُوا. «١» از آن جماعتى باشيد كه چون بر آنان بانگ [بيدارى] زنند، بيدار شوند و مىدانند كه دنيا جاى درنگ نيست و از اين رو دنيا را دادهاند و آخرت را به عوض گرفتهاند.
امام (ع) در اين سخنان حياتبخش، مردم را سفارش مىكند كه با بهرهگيرى از عوامل زمينهساز يقظه از آنان باشند كه به خود آمدند و راه سعادت و نجات را در پيش گرفتند و براى آن تلاش مىكنند. برخى از اين عوامل بيدارى آفرين عبارتاند:
١. تلاوت و تدبّر در قرآن هر يك از آيات قرآن به گونهاى پردههاى جهل و بىخبرى را از جان آدمى كنار مىزند و زمينه تابش نور يقظه را به قلب فراهم مىسازد. تلاوت همه آيات قرآن و تدبّر در آنها حقايق را آشكار مىسازد و راههاى تازهاى را به سوى انسان مىگشايد، و او را از خواب غفلت برمىخيزاند. از اين رو قرآن خود به تدبر و تعمّق در آيات قرآن فرا مىخواند و آن را مايه تذكّر و بيدارى مىداند.
[ ٢٩ ])
كتابى مبارك است كه آن را بر تو نازل كرديم تا در آياتش بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند.
قرآن بيدار نگشتن و بهره نگرفتن از آيات الهى خود را ناشى از تدبّر نكردن و قفل و بسته بودن قلبها مىداند:
افَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرانَ، امْ عَلى قُلُوبٍ اقْفالُها. (محمد: ٢٤)
آيا در قرآن نمىانديشند يا بر دلها قفلهاست؟
هميشه بودهاند و هستند كسانى كه با تلاوت يا شنيدن آيات قرآن و انديشه در آن، به خود آمده و مسير زندگى خود را عوض كرده و زندگى نويى را آغاز كردهاند.
فضيلبن عياض در آغاز، راهزنى بود كه همه از او در وحشت بودند. دلباخته زنى شد. به قصد ديدن او از ديوار بالا رفت؛ همانجا از كسى شنيد كه تلاوت مىكرد:
الَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ امَنُوا انْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِاللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الحَقِّ. (حديد: ١٦)