عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٧٣
ذكر نفسى آنچه در اين مرحله از سلوك قلب سالك را براى شهود و لقاى حق آماده مىسازد و از اركان سلوك به شمار مىرود، «ذكر نفسى» است؛ يعنى سالك پيوسته و در همه حال در باطن به ياد خداى متعال باشد و از غفلت از او دورى كند؛ چه به زبان ذكر يا «ورد» «١» خاصى بگويد يا نگويد «٢» برخى آيات قرآن به هر دو گونه ذكر نفسى و ذكر زبانى اشاره دارند:
وَاذْكُر رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والاصَالِ وَلَا تَكُن مِنَ الْغَافِلِينَ. (اعراف: ٢٠٥)
پروردگارت را در دل به تضرّع و ترس و بىآنكه صداى خود بلند كنى هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.
ذكر نفسى را به حقيقت كلمه مىتوان ذكر ناميد و ياد مطلوب دانست. سالك اگر به لطف حق و مجاهدت پيگير، حال ذكر را بر باطن خود غالب و فراگير سازد، به خداى متعال و ياد او انس مىگيرد و عنايت ويژه او را به دست خواهد آورد، عنايتى كه طالبان دلسوخته را آرزوى آن است. در حديث قدسى آمده است كه خداى تعالى فرمود:
ايُّماعَبْدٍ اطَّلَعْتُ عَلى قَلْبِهِ فَرَأَيْتُ الْغالِبَ عَليهِ الَّتمَسُّكُ بِذِكْرى تَوَلَّيْتُ سِياسَتَهُ وكُنْتُ جَليسَهُ وَ مُحادِثَهُ وَ انيسَهُ. «٣» هر بندهاى كه از قلبش باخبر گردم و قلبش را در ياد خود بينم تدبير امورش را به عهده گيرم و همنشين و همصحبت و انيس او گردم.
ورد عارفان ذكر زبانى را «ورد» مىگويند و براى سالكان در گذر از منازل سلوك لازم مىشمارند.
آنان ورد را دو گونه مىدانند: قالبى و نفسى و هر يك را به اطلاقى و حصرى تقسيم مىكنند و به ذكر قالبى توجهى ندارند. «٤» علّامه طباطبايى در تفسير اين چهار گونه ورد مىگويد: