عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٩٩
٢. طيفوريه پيروان عارف معروف بايزيد طيفور بن عيسى بسطامى (م. ٢٣٤ يا ٢٦١ ه. ق) را گويند. روش وى «سُكر» (مستى) ناشى از دوستى و غلبه حق بر باطن سالك بود. وى با روش جنيد كه معتقد به «صحو» (هوشيارى) بود مخالفت مىورزيد. اساس اين مكتب بر اين استوار است كه مستى والاتر از هوشيارى است؛ زيرا مستى خودخواهى آدمى را از ميان مىبرد، و انسان را به فنا مىكشاند. حال سكر و غلبه بايزيد را در بسيارى از حكايت منسوب به وى به ويژه «شطحيات» او مىتوان به روشنى يافت. از مناجات اوست كه: «بار خدايا كِىْ ميان من و تو منى و تويى بود، منى از ميان بردار تا منيّت من بتو باشد، تا من هيچ نباشم.» «١» هجويرى درباره اعتقاد وى به سكر مىگويد:
ابويزيد و متابعان وى گويند: كه صحو بر تمكين و اعتدال صفت آدميت صورت گيرد و آن حجاب اعظم بود از حق تعالى و سُكر بر زوال آفت و نقص صفات بشريت و ذهاب تدبير و اختيار وى و فنا تصرفشاندر خود ببقاى قوتى كه اندرو موجود است بخلاف جنس وى و اين ابلغ و اتمّ و اكمل آن بود. «٢» ٣. جنيديه پيروان ابوالقاسم محمد بن جنيد نهاوندى معروف به بغدادى (م ٢٩٨ ه. ق) را مىگويند.
هجويرى درباره وى مىگويد: «اندر وقت ورا طاووس العلما، گفتندى و سيد اين طايفه و امام الائمه ايشان بود.» «٣» روش وى در سلوك برخلاف روش بايزيد تكيه بر صحو بود كه توفيق تأليف ميان شريعت و طريقت و جمع بين ظاهر و باطن است. عطار درباره روش وى گويد:
بيشتر مشايخ بغداد در عصر او و بعد از وى مذهب او داشتند و طريق او طريق صحو است بخلاف طيفوريان كه اصحاب بايزيداند و معروفترين طريق در طريقت و مشهورترين مذهب، مذهب جنيد است. «٤»