عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٩٧
شهود و ديدار خداى متعال در دل با نور ايمان است و با ديدن حسى متفاوت است. آيات و روايات بر امكان چنين ديدارى در دنيا و جهان آخرت تأكيد دارند. ذِعْلَبْ يمانى از حضرت اميرالمؤمنين (ع) پرسيد: آيا پروردگارت را ديدهاى؟ فرمود: «آيا چيزى را كه نمىبينم مىپرستم؟!» ذعلب پرسيد: چگونه او را مىبينى؟ فرمود:
لا يُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشاهَدَةِ الْعَيانِ وَ لكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقايِقِ الْايمانِ. «١» چشمها او را نتوانند ديد، ولى دلها به ايمان حقيقى دركش كنند.
و اين همان فرجامى است كه امام صادق (ع) براى سلوك خردمندان ترسيم كرده است.
روش عارفان مسلمان- صوفيان- در سلوك الى اللَّه صوفيان براى رسيدن به حقيقت توحيد، «طريقت» را در برابر شريعت پيش كشيدند، و آن را راه و روشى براى رسيدن به حقيقت دانستند.
در قرن اوّل طريقت روشى اخلاقى براى تصفيه باطن و پرورش روح و تسلط بر نفس و خواهشهاى نفسانى بود كه با گونهاى از زهد و اعراض از دنيا و پشمينهپوشى همراه بود.
پس از قرون اوّليه طريقت در ميان صوفيان مفهوم تازهاى يافت. در قرن چهارم هجرى طريقت به شكل فرقههاى گوناگون آشكار گرديد.
در بين مسلمانان فرقهها و پيروان طريقتهاى گوناگون صوفيه با نظامات و مقررات ويژه، حوزههاى متفاوتى را شكل دادند. طريقت از نظرگاه آنان اين بود كه سالك براى رسيدن به كمال بايد مقامات و احوالى را پشت سر نهد و با پيروى از شريعت آغاز كند و خود را آماده رسيدن به كمال انسانى يعنى معرفت و حقيقت سازد. مشايخ صوفيه كتابها درباره آداب صوفيه نگاشتند و پيروان طريقت خود را به رعايت اصول معينى مكلّف ساختند.
در طريقت دستورهاى پير يا مراد به نهايت رعايت مىشد و مريد با آداب و تشريفات ويژهاى با او بيعت مىكرد، و پس از آن تسليم اوامر او بود، از او تلقين ذكر مىيافت و گاه مأمور به سياحت مىشد و گاه به امر پير عزلت مىگرفت و چله نشينى اختيار مىكرد، يك يا