عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٨١
روح انسانى صورت تنزّل يافته روح پس از آشنايى با ويژگيهاى روح بايد دانست آنچه كه خداى متعال در بدن مادى انسان دميده است، مرتبه تنزّل يافته همين روح است. از اين رو، معناى آيه «نفختُ فيه من روحى» اين است كه: از روحم كه موجودى امرى، برتر از موجودات مادى و داراى قدس و طهارت ويژهاى است، در آدم (ع) دميدم و روح نزديكترين موجود به من و جلوه تام اسما و صفات من و باطن ملائكه است.
آنچه خداى متعال در انسان دميده است، عين چنين حقيقتى نيست، غير آن نيز نيست، بلكه صورت تنزّل يافته و زير حجاب رفته آن است. روح صورت اصلى انسان است و آنچه داريم و در خود مىيابيم، صورت تنزّل يافته آن.
چه هستيم و چگونه از حقيقت خود محجوب گشتهايم؟
در اين بخش به اين مهم مىپردازيم كه حقيقت انسانى و روح كه در آن سوى حجابها از چنان منزلتى برخوردار است، چگونه در اين سوى حجابها و حيات دنيوى جايگاه و جمال و كمال خود را از دست مىدهد تا آنجا كه خود نيز از آن منزلت با خبر نيست و حتّى نمىتواند به تصورى از آن دست پيدا كند.
بايد ديد در اين تنزّل وجودى چه رخ داده است و بر سر حقيقت انسانى چه آمده است.
تَنزُّل و تجلّى وجود نزد عارفان عارفان مسلمان از «ايجاد» و «خلق» با الفاظى مانند «تَعيُّن»، «ظهور» و «تجلّى» ياد مىكنند. در جهانشناسى عرفانى عوالم خلقت، مظاهر و مجالى اسما و صفات حقاند. با تجلى و ظهور اسما و صفات خداى متعال اولين مخلوق در عالم تحقق مىيابد. «١» با تنزّلات و ظهورات همين نخستين عرفان اسلامى ٨٦ راه درست خروج از حجابهاى ظلمانى ص : ٨٦ مخلوق همه عوالم وجود تحقق مىيابند و به عالم طبيعت و ماده مىرسند.