عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٧٤
اوّل با فقيهان نمىنشستم، با درويشان مىنشستم و مىگفتم اينها از درويشى بيگانهاند، چون دانستم كه درويشى چيست و ايشان كجايند، اكنون رغبت مجالست فقيهان بيش دارم از اين درويشان؛ زيرا فقيهان بارى رنج بردهاند، و اينها مىلافند كه درويشيم، آخر درويشى كو! «١» آسيبهاى ديگر آنچه تاكنون برشمرديم برخى از آسيبهاى مهم در عرفان و تصوف عملى است و جز آنها آسيبهاى ديگرى نيز وجود دارد، همانند درون گرايى، كوتاهى در انجام تكاليف اجتماعى، افراط در زهد و ديگر آموزههاى دينى، رقص و سماع و روابط غلطى كه بين مريد و مراد يا سالك و پير شرط نمودهاند. پيروى نكردن از شريعت اسلامى و الگوهاى عملى آن يعنى پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) زمينهساز بروز بسيار از اين آسيبها گرديده است.
از اين رو در طول تاريخ تصوف و عرفان به ويژه پس از قرن دهم، عالمانى بودهاند كه با پيروى از شريعت و الگوهاى عملى آن قلههاى عرفان را پيمودند و از اين آسيبها نيز در امان ماندهاند. امام خمينى (ره) و علّامه طباطبايى (ره) در اين عصر نمونههايى روشن از اينگونه عالمان هستند. آنان عرفان ناب شيعى را به نمايش گذاشتهاند و تبلور بخشيدهاند و نمونههاى عملى براى سالكان راه خدا گرديدهاند.
پرسش ١. جدايى بين شريعت و طريقت و حقيقت چه پيامدهايى داشت؟
٢. راه رسيدن به حقيقت دين در نظرگاه اسلامى چيست؟
٣. دو علت انحطاط تصوّف اسلامى پس از قرن هفتم از نظرگاه علامه طباطبائى چيست؟
٤. سه هدف عمده رياضت در سخن بوعلى سينا كدام است؟
٥. صوفيان در انجام رياضات چه انحرافاتى پيدا كردهاند؟
٦. شطحيات برخى صوفيان از كجا نشئت مىگيرد؟