عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٤٥
حضور عارفانه در ميان مردم عارف كامل با انس به حق از آميختگى با مردم و هر آنچه او را از ياد خدا بازدارد، در وحشت و گريز است. اين وحشت از غير خدا يكى از نشانههاى انس به حق در وجود سالكان است.
با اين همه عارف صادق همه مردم را مظاهر جمال و جلال الهى مىبيند و به آنها مهر مىورزد. اين مهرورزى به بندگان خدا و وظايفى كه خداى متعال در برابر مردم و جامعه بر دوش او نهاده، او را به حضور در بين مردم و اجتماع به ويژه پس از پايان سفرهاى عرفانى وامىدارد.
عارف وارسته در آنجا كه براى اجراى تكاليف الهى در كنار مردم است و به كار و تلاش مىپردازد، به ظاهر در كنار مردم است و در كار و تلاش، ولى در باطن يك لحظه از ياد خداى متعال غفلت ندارد و جانش در بهشت است. قرآن كريم در معرّفى مردان الهى و عارفان حقيقى گويد:
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ. (نور: ٣٧)
مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروشى آنان را از ياد خدا و نمازگزاردن و زكات دادن بازنمىدارد؛ از روزى كه آن دلها و ديدگان دگرگون مىشوند، هراسناكند.
تجارت و خريد و فروش در اين آيه كريمه موضوعيّت ندارد؛ بلكه نمونهاى براى يكى از مظاهر حيات اجتماعى است كه بيش از همه انسانها را از ياد خداى متعال و و ظايف الهى بازمىدارد. از اين رو آيه كريمه ملاكى براى حضور مردان الهى در عرصههاى مختلف حيات اجتماعى به دست مىدهد و عرفان حضور را از عرفان رهبانيت و گوشهنشينى بازمىشناسد.
امير و سرور عارفان على بن ابىطالب (ع) در بيان ويژگى اولياى خدا چنين مىگويد:
صَحِبُوا الدُّنْيا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالَمحَلِّ الْاعْلى. «١» آن جناب در پايان خطبه قاصعه در معرّفى سيره و راه و روش خود و ديگر مردان الهى گويد: