عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٤٤
زندگى مىكنند و با آنها داد و ستد دارند و به وظايف اجتماعى خود نسبت به آنها عمل مىكنند و با اين همه يك دم از ياد خدا غفلت نمىورزند «١». در اين درس به رفتار عارفان مسلمان در برابر جامعه نمىپردازيم و تنها با نظرگاه اسلامى درباره ارتباط بين عرفان و جامعه آشنا مىگرديم.
ارتباطهاى چهارگانه و ثابت انسانى انسانها در حيات دنيوى چهارگونه ارتباط دارند و در اين ارتباطهاى چهارگانه هويّت انسانى خود را مىسازند و راه سعادت و كمال را در پيش مىگيرند و يا در حيوانيّت و پليدى سقوط مىكنند. اين ارتباطها عبارتاند از:
- ارتباط با خويشتن؛ - ارتباط با خدا؛ - ارتباط با جهان هستى؛ - ارتباط با جامعه و مردم.
غفلت نورزيدن از اين ارتباطها و تنظيم درست آنها، حيات انسانى را شكوفا مىسازد و آدمى را به مسير كمال و نيكبختى راهنمون مىكند. ناديده انگاشتن برخى از اين ارتباطها و يا برقرارى ارتباطى نادرست در هر يك از آنها، از شناختى نادرست و ناقص از انسان و راه كمال او ريشه مىگيرد، و هويّتى ناقص از او مىسازد.
آموزههاى اسلامى با تكيه بر شناختى درست و جامع از انسان و راه كمال او به همه عرصههاى حيات انسانى توجّه كرده است و براى راهيابى انسانها به كمال روابط چهارگانه او را تنظيم و دستورها و سفارشهاى لازم را در هر زمينه داده است. آموزههاى عرفانى اسلام يگانه راه درست رسيدن به قرب و شهود حق را در برقرارى ارتباطى درست با خود، جامعه و هستى و پيروى از آموزههاى دينى در هر يك از اين حوزهها مىداند.