عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٤٣
درس سوم: عرفان و جامعه عارفان با مركب عشق، در خود سير مىكنند، و با كشف و شهود به باطن هستى راه مىيابند و به قرب و وصال حق مىرسند. دلبستگى به دنيا و دلمشغولى به بيرون از خود، سالك را از توجّه به باطن و سير در آن بازمىدارد. از اين گذر وارستگى و رهيدن از بيرون و گونهاى گوشهگيرى و انزوا براى دستيابى به معرفت عرفانى ضرورى است.
همه نحلههاى عرفانى با روشهاى عرفان اسلامى ٤٨ عرفان و تربيت ص : ٤٧ مختلف سالكان را از بيرون از خود منصرف و متوجّه درون خويش مىسازند و با اين نگاه سالك را به گوشهگيرى و انزوا از جامعه و مردم فرامىخوانند.
عارفان مسلمان نيز بىتأثير از اين نگاه نبودهاند و راه رسيدن به خدا را در كنارهگيرى از جامعه و غوغاى آن يافتند و خانقاهها بهپا كردند و راه بيابانگردى و درويشى در پيش گرفتند.
نگاه همه عارفان در اين باره يكسان نبوده است و به تناسب دريافتى كه از آموزههاى عرفانى اسلام داشتهاند، رفتارهاى متفاوت از خود نشان دادهاند؛ تا آنجا كه برخى از آنان در راه مبارزه و جهاد با ظلم و ستم به شهادت رسيدهاند.
آموزههاى اسلامى گريز از مردم و اجتماع را روا نمىشمارند، و احساس تعهّد و مسئوليت را در مؤمنان نسبت به صلاح و نجات جامعه و مردم زنده مىسازند.
عرفان ناب دينى جهاد و شهادت در راه خدا، امر به معروف و نهى از منكر و به پا داشتن عدالت و مهرورزى و خدمت به مردم را از راههاى نزديك رسيدن به قرب و رضوان الهى مىشمارند.
قرآن كريم، عارفان راستين را كسانى معرّفى مىكند، كه در بين مردم و در متن جامعه