عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٤٦
موفّق پس از رسيدن به فنا و رسيدن به نخست عرفان اسلامى ٢٥٠ انكار و تفسير فناى عرفانى ص : ٢٥٠ ين رتبت ولايت الهى در چه جايگاهى از سلوك عرفانى قرار مىگيرند، و چنين فرجامى چه آثارى را در وجود آنان برجاى مىگذارد.
تعريف سلوك عبودى و حركت به سوى خداى متعال در حقيقت به معناى كنار زدن حجابها و حدود وجودى است. جان آدمى اين حجابها و حدود وجودى را در گذر از عوالم هستى و با تعلق به بدن و آنچه در حيات دنيا مىكند، با خود همراه مىآورد. سالك با كنار زدن هر حجابى و رهايى از هر حدى از حدود، از مرتبهاى از مراتب پايين وجود خود فانى و به مرتبه بالاتر راه مىيابد، تا جايى كه با رهايى از انانيت كه اصل و ريشه همه حجابهاست به فناى مطلق مىرسد و از خود و هر چه جز خداست روى برمىتابد.
سالك در اين حال غرق تماشاى جمال و جلال خداوند مىگردد. برخى تا ابد در اين حال باقى مىمانند و به خود نمىآيند و برخى ديگر به خود مىآيند و باقى به بقاى خدا مىگردند و سير در اسماى حق را آغاز مىكنند.
عزالدّين محمود كاشانى- از عرفاى قرن هشتم هجرى- در تعريف فنا و بقا گويد:
«فنا» عبارت است از نهايت سير الى الله و «بقا» عبارت از بدايت سير فى الله، چه سير الى الله وقتى منتهى مىشود كه باديه وجود را به قدم صدق به يكبارگى قطع كند و سير فىالله آن گاه محقّق شود كه بنده را بعد از فناى مطلق وجودى و ذاتى مطهّر از لوث حَدَثان، ارزانى دارند تا بدان در عالم اتصاف به اوصاف الهى و تخلق به اخلاق ربّانى ترقى كند. «١» هجويرى در تعريف فنا گويد:
فنا مَر بنده را با رؤيت جلال حق و كشف عظمت وى بود، تا اندر غلبه جلالش دنيا و عقبى فراموش كند و احوال و مقام اندر نظر همّتش حقير نمايد، كرامات اندر روزگارش متلاشى شود، از عقل و نفس فانى گردد و از فنا نيز فانى شود. «٢»