عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٤
عرفان فيض مىگيرد. «١» صاحبان اين نظر معتقدند كه بزرگان صوفيه نيز براى عارف مقامى والاتر از صوفى قائلاند.
در قضاوت بين اين دو نظريه مىتوان گفت كه عرفان داراى دو مفهوم عام و اصطلاحى است، در مقايسه بين عرفان و تصوّف نبايد از تفاوت اين دو مفهوم غفلت ورزيد. عرفان به معناى عام به معناى شناخت عميق و درونى از خدا و هستى است و به شكلهاى گوناگون در ميان همه اديان و مذاهب بزرگ و كوچك جهان وجود دارد؛ امّا عرفان به معناى اصطلاحى تفاوتى اندك با تصوّف اسلامى دارد؛ و عبارت از راه و روش ويژه عرفانى است كه در ميان مسلمانان رواج يافته است.
عرفان ناب اسلامى اسلام، انسان را به عرفان ناب و اصيل دعوت مىنمايد. عرفان ناب اسلامى داراى ويژگيهايى چون وحيانى بودن، عقلانيت، فطرى بودن، ولايت محورى، تكيه بر شريعت، جامعيت و تعادل است. اين عرفان ناب را در زندگانى پيشوايان دينى اسلام به روشنى مىيابيم. آنان در مناجات با خداى متعال چنين معرفت و عرفانى را از او طلب مىكردند.
امام عارفان على ابن ابىطالب (ع) در بخش پايانى مناجات شعبانيه عرضه مىدارد:
الهى وَ الْحِقْنى بِنُورِ عِزِّكَ الْابْهَجْ فَاكُونَ لَكَ عارِفاً وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خائِفاً مُراقِباً.
خدايا! از اين تخته بند تن و سراچه طبيعت به طربسراى عزّ و استغناء از غير خويش پيوندم ده كه معرفتم خاص تو باشد و تنها از تو ترسان و مراقب باشم. «٢» جمعى از ياران نزد عرفان اسلامى ٢٩ ويژگيهاى دوره سوم ص : ٢٩ يك پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم به نام «اصحاب سرّ» شهرت يافتند؛ افرادى مانند سلمان فارسى، اويس قَرَنى، كميل بن زياد نَخَعى، ميثم تمَّار كوفى، رُشيد هَجَرى، جابر جُعْفى. «٣» اينان به تناسب استعداد و ظرفيت وجودى خود از اين عرفان اصيل اسلامى بهره گرفتند. چنين عرفانى بىشك از تصوف و عرفان اصطلاحى والاتر است.