عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٢٤
آن ثابت قدم بمان. جوان از رسول خدا (ص) خواست تا دعا كند كه توفيق شهادت يابد. رسول خدا (ص) دعا فرمود. ايامى نگذشت كه در يكى از جنگها پس از هفت نفر به شهادت رسيد. «١» مولوى در روايتى منظوم از اين حادثه مىگويد:
گفت پيغمبر صباحى زيد را كيف اصحبت اى رفيق باصفا گفت عبداً موقناً، باز اوش گفت كو نشان از باغ ايمان گر شگفت گفت تشنه بودهام من روزها شب نخفتستم زعشق و سوزها گفت ازين ره كو ره آوردى بيار در خور فهم و عقول اين ديار گفت خلقان چون ببينند آسمان من ببينم عرش را با عرشيان هشت جنّت هفت دوزخ پيش من هست پيدا همچو بت پيش شمن «٢» مرتبه پنجم: كشف سرّى اين كشف در مرتبه سرّ براى سالك پيش مىآيد و او را به اسرار و باطن اشيا و آن سوى موجودات آشنا مىسازد. پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) حاملان حقيقى اسرار الهى و امين و حافظ اسرار او هستند. روايات و زيارتها اين ويژگى را از فضايل وجودى آنان معرّفى مىكنند. در زيارت «جامعه كبيره» مىخوانيم:
«السلامُ عَلى ... حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ؛ سلام بر حافظان سرِّ خدا!» در جايى ديگر از اين زيارت آمده است:
«وَاخْتارَكُمْ لِسرِّهِ؛ گواهى مىدهم كه خداى متعال شما را براى سرّ خود برگزيده است.» سالك در كشف سرّى با خواست خداى متعال و با عنايت حقايق نورى معصومان (ع) كه حمل كنندگان حقيقى اسرار الهى هستند به اندازه استعداد و منزلت عبودى خود به اين اسرار پى مىبرد.
مرتبه ششم و هفتم: كشف خَفّى و اخْفى كشف خفى با فناى سالك در توحيد و عرفان پيش مىآيد و الفاظ و عبارات در بيان آن ناتواناند.