عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٢٣
بدانجا كه نور وجودش تمام عالم را فراگرفت و من به خود آمدم. به قلبم الهام شد كه قرآن خُلق پيامبر اكرم (ص) است، پس شايسته است در آن انديشه كنم. قرآن را گشودم هر چه در يك آيه مىانديشيدم، حقايق بيشترى برايم آشكار مىگشت تا جايى كه علوم بىانتها به يكباره بر قلبم وارد مىشد. در هر آيهاى مىانديشيدم، چنين بود. «١» مرتبه چهارم: كشف روحى اين كشف در مرتبه «روح» رخ مىدهد و سالك با آن به حقيقت اشيا پى مىبرد. در مراحل نخستين اين كشف، عوالم حشر و حساب، بهشت و جهنم، نعمتهاى بهشتى و عذابهاى جهنمى آشكار مىگردند. سالك در اين مرتبه به صورتهاى اخروى عقايد و اخلاق و اعمال نيك و بد پى مىبرد و درمىيابد كه هر يك از آنها به شكل كدام نعمت بهشتى يا عذاب جهنمى درمىآيد. با گشايش اين مرتبه از كشف به سوى سالك آيات و روايات معاد، معنايى عميقتر مىيابند و سالك به اسرار آنها پى مىبرد. «٢» در كتاب «اصول كافى» از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود:
روزى رسول گرامى اسلام (ص) نماز صبح را با مردم به جا آورد. پس از نماز نگاهش به جوانى در مسجد افتاد كه از تلاش براى عبادت و بندگى رخسارش زرد و جسمش نحيف و لاغر گشته بود.
رسول خدا (ص) از او پرسيد: فلانى در چه حالى؟ جوان پاسخ گفت: در حال يقين هستم. رسول خدا (ص) فرمود: هر يقينى آثارى دارد، آثار يقين تو كدام است؟ جوان پاسخ داد: اى رسول خدا (ص) يقينم محزونم ساخته، خواب را از چشمانم ربوده و در روزهاى گرم به تشنگى وادارم كرده است. جانم از دنيا و آنچه در آنست رهيده، تا بدانجا كه گويى عرش پروردگار را مىبينم كه براى حساب بندگان نصب گرديده و همه براى حسابرسى محشورند و من در ميان آنان هستم.
گويى اهل بهشت را در ميان نعمتهاى بهشتى مىبينم، در مسندهاى بهشتى تكيه كردهاند و با هم سخن مىگويند و گويا اهل آتش را مىبينم كه در آتش مىسوزند و ناله مىكنند. گويى صداى نالههاى آنان در گوشم مىپيچد. در اينجا رسول خدا (ص) فرمود: اين بندهاى است كه خداى متعال قلبش رابه نور ايمان روشن ساخته است. اى جوان! تو بصيرت يافتهاى. پس بر