عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢١٨
را درك كند و بيابد. دو مرتبه مثال و تجرد در بيشتر انسانها در حد استعداد باقى مانده و به فعليّت نرسيده است. و از اين گذر از درك موجودات عالم مثال و تجرّد محروماند. آنچه انسانها در حال خواب مىيابند، نمونههايى از ادراكات مثالى است. با تقويّت اين مرتبه از وجود انسانى، سالك توانايى مىيابد موجودات مثالى را در حال بيدارى نيز بيابد. مرتبه مثال انسانى را «مثال متصل» يا «خيال متصل» مىنامند، چنان كه عالم مثال را «مثال منفصل» يا «خيال منفصل» مىگويند. «١» سوم: انسانها جز حواس پنجگانه ظاهرى داراى پنج حس باطنى هستند. اين حواس باطنى در همه انسانها آشكار نيستند و با آغاز سلوك و تابش انوار ربوبى بر قلب و مشاعر سالك، به كار مىافتند و سالك حقايقى را مىبيند و مىشنود و لمس مىكند و مىچشد كه پيش از اين آنها را نمىيافته است. مولوى درباره اين حواس باطنى مىگويد:
پنج حسى هست جز اين پنج حس آن چو زر سرخ و اين حسها چو مس اندر آن بازار كِاهلِ محشرند حس مسِ را چون حس زر كَى خَرَند حس ابدان قُوتِ ظُلمت مىخورند حسّ جان از آفتابى مىچرد «٢» در جايى ديگر گويد:
حس دنيا نردبان اين جهان حسّ عقبى نردبان آسمان صحّت اين حس بجوييد از طبيب صحّت آن حس بجوييد از حبيب «٣» دقت در نكاتى كه گذشت روشن مىسازد كه سالك با نورانى شدن مثال متصل و با آشكار گشتن حواس باطنى، موجودات و حقايق عالم مثال را به خواست خدا و به تناسب منزلت عبودى خود مىيابد.
كشف صورى هم در خواب و هم در بيدارى رخ مىدهد. براى برخى نيز از خواب آغاز مىشود و پس از آن هم در خواب و هم در بيدارى پيش مىآيد. كشف صورى را به تناسب حواس پنجگانه باطنى به پنج گونه تقسيم مىكنند: ابصارى، سماعى، شمّى، ذوقى و لمسى.