عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢١٤
تعريف مكاشفه مكاشفه يا كشف، مشاهده و دريافت حقايقى است كه با تجلّى انوار ربوبى بر قلب سالكان و كنار رفتن حجابها براى آنان آشكار مىگردند. قيصرى در تعريف كشف گويد:
كشف در لغت به معناى كنار زدن حجاب و پرده است و در اصطلاح عارفان به معناى دانش شهودى به معانى و حقايق غيبى از آن سوى حجابهاست. «١» از اين تعريف به سه نكته زير درباره كشف مىتوان پى برد:
١. كشف نوعى ادراك و علم است؛ ٢. كشف از ادراكات و علوم شهودى و حضورى است؛ ٣. كشف و علم حضورى به حقايق وجودى با كنار زدن حجابها از جان سالك، آشكار مىگردد.
ابنفنارى در تعريف «كشف» گويد:
كشف آشكار گشتن حقايق پنهان در قلب عالِم از طريق وجوهى است كه قلب دارا است. پس عارف حقايق را نمىيابد جز از راه نفس خويش پس از كنار رفتن حجابها بين آن حقيقت و عارف. «٢» اين تعريف به جز آنچه تعريف پيشين به دست مىداد روشن مىسازد كه:
١. ادراكات شهودى در قلب است؛ ٢. قلب داراى وجوه- چهرهها- يا مراتبى است؛ ٣. قلب با هر يك از وجوه يا مراتبش حقايقى را پس از كنار رفتن حجابها مىيابد؛ ٤. اين حقايق در جان همه انسانها وجود دارد ولى از آنها غفلت دارند.
ريشه اصطلاح مكاشفه و مشاهده عارفان بيشتر اصطلاحات عرفانى را از كتاب و سنت گرفتهاند. از جمله آنها اصطلاح مكاشفه و مشاهده است. اين دو اصطلاح در بين آنان رواج فراوان دارد و ريشه آن را در متون دينى مىيابيم.