عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢١
براى نمونه شبلى گويد: «صوفى آن است كه اندر دو جهان چيزى جز خدا نبيند.» «١» هجويرى گويد: «صوفى كسى است كه فانى از خود و باقى به خداى متعال، و از طبايع آزاد است و به حقيقت پيوسته.» «٢» تعريف ابن سينا از عرفان بوعلى سينا در توصيف عارف و بيان تفاوت آن با عابد و زاهد تعريفى از عرفان عرضه كرده است. «٣» وى در تعريف عارف مىگويد:
المُتصرِّفُ بِفِكْرِهِ الى قُدسِ الجَبَروتِ مُستَديماً لِشُرُوقِ نورِ الحقِّ فى سِرِّه يُخَصُّ بِاسمِ العارفِ. «٤» آن كه باطن خود را از توجّه به غير خدا بازداشته و متوجّه عالم قدس كرده تا نور حق بدان بتابد به نام عارف شناخته مىشود.
تعريفى جامع از عرفان داود بن محمود قيصرى (م ٧٥١ ه. ق) در تعريف عرفان گويد:
عرفان عبارت است از علم به حضرت حق سبحانه از جهت اسما و صفات و مظاهرش و علم به احوال مبدأ و معاد و حقايق عالم و چگونگى بازگشت آن حقايق به حقيقت واحدى كه همان ذات احدى حق تعالى است و معرفت طريق سلوك و مجاهده براى رها ساختن نفس از تنگناى جزئيت و پيوستن به مبدأ خويش و اتصاف به صفت اطلاق و كلّيت. «٥» بنابراين تعاريف در تعريفى مختصر از عرفان عملى مىتوان گفت: معرفتى قلبى است كه از طريق كشف و شهود به دست مىآيد. «٦»