عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٧٤
مقصود از «ورد قالبى» آنست كه ورد را به زبان جارى كند بدون ملاحظه معناى آن و مقصود از «نفسى» آنست كه ورد را به زبان جارى نمايد و به معناى آن نيز توجه داشته باشد. مراد از «اطلاقى» وردى است كه عدد خاصى در آن شرط نشده باشد، بلكه سالك آن را به مقتضاى حال خود بدون عدد معين مىگويد و مراد از «ورد حصرى» آنست كه در آن عدد معين شرط است. «١» عارفان آغاز به «ورد» را براى سالكان بىاجازه استاد جايز نمىدانند. آغاز به ذكر و ورد، بىتعليم استاد، خطرات هلاكتبارى دارد. هر يك از اين اوراد همانند دارويى هستند كه براى يكى مفيد و براى ديگر زيانبار است يا در زمانى دارو و در زمانى ديگر سم است. «٢» تطهير باطن از خواطر از مهمترين آداب ذكر، حضور قلب است. سالك كه از همان آغاز به ذكر و ورد مىپردازد، هر لحظه با انديشهها و نيتهايى روبهرو مىگردد كه به سوى او هجوم مىآورند و او را از حضور قلب در حال ذكر باز مىدارند. عارفان اين افكار و نيتها را «خواطر» مىنامند و آنها را مانعى سخت براى سالك مىشمارند و پاكسازى باطن از آنها را شرط اساسى موفقيت در اين مرحله مىدانند.
علّامه حسينى تهرانى در اين باره گويد:
نفى خواطر عبارت از تسخير قلب و حكومت بر آنست تا سخنى نگويد و عملى انجام ندهد و تصور و خاطرهاى بر او وارد نشود مگر به اختيار صاحب آن و تحصيل اين حال بسى دشوار است از اين روى گفتهاند نفى خواطر از بزرگترين مطهرات- پاك كنندههاى- سرِّ و باطن انسان است. «٣» گونههاى خواطر و القائات در سلوك ارباب سلوك آنچه را ناخواسته به قلب سالك وارد مىگردد «خواطر» «القائات» «خطابات» و «واردات» مىنامند. «٤» و به چهار گونه تقسيم مىكنند و دو گونه آن را درست و قابل اعتماد و دو