عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٦٠
هر يك از اين صفات در پاكسازى جان از صفات ناپسند و ايجاد صفات نيك، مجاهدت كند.
در اينجا براى نمونه يكى از صفات ناپسند را بررسى مىكنيم:
حب دنيا از بزرگترين آلودگيهاى باطنى و موانع سير الىاللَّه دوستى دنيا است. مقصود از حب دنيا دوست داشتن چيزهايى است كه خواستهها و لذتهاى نفسانى انسان را تأمين كنند و در حقيقت دوستى دنيا به دوستى نفس و هواها و لذتهاى آن برمىگردد. «١» امام خمينى در باره حب دنيا مىگويد: آنچه مذموم است دنياى خود انسان است، به معنى وجهه قلب به طبيعت و دلبستگى و محبت آن است كه منشاء تمام مفاسد و خطاهاى قلبى است. «٢» و در جايى ديگر گويد: مقصود از دنيا هر چيزى است كه انسان را از حق تعالى به خود مشغول كند. «٣» مولوى چه زيبا دنياى نكوهيده را تعريف كرده است:
چيست دنيا از خدا غافل بُدن نى قماش و نقره و فرزند و زن زمين و آسمان و همه موجوداتى كه در آن هستند، مظاهر اسماى حق و آيات و نشانههاى اويند. دوست داشتن آنها و مهرورزى به بندگان خدا در اين نگاه از نشانههاى محبت به خدا و عبادتى بزرگ است.
قرآن و روايات از راههاى گوناگون آثار زيانبار محبت و دلبستگى به دنيا را برمىشمارند و راه رسيدن به محبت الهى، را در گرو رهاسازى دل و جان از محبت و دلدادگى به دنيا و مظاهر آن مىدانند.
برخى از آثار محبت به دنيا ١. ريشه همه لغزشها امام صادق (ع) فرمود: خداى متعال به حضرت موسى (ع) فرموده است: