عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٥٨
تطهير باطن از صفات زشت همان گونه كه در بيان مراتب طهارت گذشت، طهارت باطنى داراى مراتبى است و سالك براى رسيدن به مقصود بايد وجودش را در همه اين مراتب پاكسازى كند؛ ولى آنچه از اين مراتب براى سالكان در آغاز سلوك پس از توبه ضرورى است، پاكسازى ظاهر و باطن از صفات ناپسند و آراستن به صفات نيك است.
صفات ناپسند از حجابهاى مهم روح و جان آدمى است كه سالك را از لطف و رحمت ويژه الهى محروم مىسازد و باوجود آنها راهى به قرب و جوار حق ندارد. در حقيقت سالك با زدودن اين صفات و آراستن جان به صفات نيك به گونهاى به خداى متعال نزديك مىگردد و در بهشت قرب او جاى مىگيرد. از رسول خدا (ص) نقل كردهاند:
انّ للَّهِ تِسْعَةً وَ تِسْعينَ خُلْقاً مَنْ تَخَلَّقَ بِها دَخَلَ الجَّنَةَ. «١» براى خداى متعال نودونه خُلْق است كه هر كس خود را بدانها بيارايد وارد بهشت گردد.
رفتار و كردار ظاهرى از صفات درونى ريشه مىگيرند و سالك تا درون را از اين صفات زشت نزدايد، نمىتواند در توبه از گناهان و ترك آنها پايدارى كند. پاكسازى نكردن جان از صفات ناپسند جز آنكه آدمى را از قرب و جوار حق محروم مىسازد، آتش سوزان جهنم و رنج جانكاه آن را در پى دارد. مولوى درباره نقش طهارت جان از اين صفات در رهايى از آتشهاى صراط آخرت گويد:
مؤمنان در حشر گويند اى ملك نى كه دوزخ بود راه مشترك مؤمن و كافر بر او بايد گذار ما نديديم اندرين ره دود و نار نك بهشت و بارگاه ايمنى پس كجا بود آن گذرگاه دنى پس ملك گويد كه آن روضه خَضَر كه فلانجا ديدهايد اندر گذر دوزخ آن بود و سياستگاه سخت بر شما شد باغ و بستان و درخت چون شما اين نفس دوزخ خوى را آتشىّ گبر فتنه جوى را جهدها كرديد تا شد پرصفا نار را كُشتيد از بهر خدا