عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٥٥
بر آن قذارات باطنيه موجب حرمان از سعادت و منشأ جهنم اخلاق- كه به گفته اهل معرفت بالاتر و سوزندهتر از جهنم اعمال است- مىباشد.
مرتبه سوم تطهير قلب از تعلق به غير حق و توجه به خود و عالم است؛ منشأ آن حب دنيا و حب نفس است- كه بالاترين خطاها و مادر همه امراض است- تا ريشه اين محبت در قلب سالك است از محبتاللَّه اثرى در آن حاصل نشود و راهى به سرمنزل مقصد و مقصود پيدا نمىكند تا سالك را بقايايى از اين محبت در قلب است. سير او الىاللَّه نيست، بلكه الى النفس و الى الدنيا و الى الشيطان است. «١» عارف شبسترى نيز همين سه مرتبه را براى طهارت در «گلشن راز» آورده جز اينكه طهارت از نجاسات و كثافات ظاهرى را بدانها افزوده است و گفته:
موانع تا نگردانى زخود دور درون خانه دل نايدت نور موانع چون در اين عالم چهار است طهارت كردن از وى هم چهار است نخستين پاكى از احداث و انجاس دوّم از معصيت وز شرِّ وسواس سيم پاكى زاخلاق ذميمه است كه با وى آدمى همچون بهيمه است چهارم پاكى سرّ است از غير كه اينجا منتهى مىگرددش سير هر آنكو كرد حاصل اين طهارات شود بىشك سزاوار مناجات چو ذاتت پاك گردد از همه شين نماز گردد آنگه قرّة العين نماند در ميانه هيچ تمييز شود معروف و عارف جمله يك چيز «٢» به گفته شبسترى آنگاه كه سالك به چنين طهارتى رسيد، شايسته مناجات با خداى متعال مىگردد و به قرب و فناى حق مىرسد و نماز قُرةُالعين- روشنى چشم- او مىگردد؛ چنان كه پيامبر عظيم الشأن (ص) فرمود:
جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنى فى الصَّلاةِ «٣» روشنى چشم من در نماز قرار داده شده است.