عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٢٩
اما مطالعه گناهكارى به سه چيز درست مىشود: بزرگداشت خداى متعال، معرفت نفس و تصديق وعيد. «١» ٤. شناخت بهتر نفس اماره يقظه دشمنى نفس و خواستههاى نفسانى را براى سالك آشكار مىسازد. او با عنايات خداى متعال درمىيابد كه ضخيمترين حجاب و پرده بين او و خداى متعال همان نفس و هواهاى نفسانى اوست. او از اين پس معناى اين سخن مشهور پيامبر اكرم (ص) را بهتر مىيابد كه فرمود:
اعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُك عرفان اسلامى ١٣٣ ٢. صاحبان ولايت مطلقه الهى ص : ١٣٣ َ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْك. «٢» دشمنترين دشمنان تو همان نفس تو است كه در بين دو پهلوى تو است.
او به روشنى درمى يابد كه چرا پيامبر گرامى اسلام (ص) مخالفت و جهاد با نفس را «جهاد اكبر» ناميده است. «٣» سالك درمىيابد كه ريشه همه حجابهاى ظلمانى، نفس و خواستههاى آن است و راه نجات خود و حركت به سوى خدا را در مخالفت ورزيدن با نفس و هواها مىبيند.
به سخن امير اولياء حضرت على (ع) مؤمن همواره خواستههاى نفسانى را باديده بدگمانى مىنگرد و بر نفس خويش خشمناك است:
وَاعْلَمُوا عِبادَاللَّهِ انَّ الْمُؤْمِنَ لايُصْبِحُ وَلايُمْسى الّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ فَلايَزالُ ذارِياً عَلَيْها مُسْتَذيداً لَها. «٤» اى بندگان خدا! مؤمن شب را به روز و روز را به شب نمىآورد مگر آنكه به نفس خويش بدگمان است، و پيوسته بر او عيب مىگيرد، و از طاعت حق افزونتر از آنچه به جاى آورده از او خواهان است.
سالك از همان آغاز بايد بداند شرط حركت به سوى خدا، گذشتن از هواهاى نفسانى است. او بايد از خطر نفس و شرّ آن به خدا پناه برد و خود را با گريه و زارى در پناه او قرار دهد