عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٢١
از جمله در ارتباط بين استاد و سالك تشريفاتى را از پيش خود نهادهاند كه ٠٠٠٠٠٠٤ نيازى به آنها نيست و تأثيرى در سلوك ندارند؛ همانند اعطاى خرقه، تعيين جانشين بلافصل، تلقين ذكر و جز آنها. در پيروى سالك از استاد نيز راه مبالغه پيش گرفته و آن را در حد پيروى از پيامبر (ص) و امام (ع) پيش بردهاند. بدين دليل نمىتوان به روشهاى آنان اعتماد كرد و استاد سلوك را از ميان آنان انتخاب كرد؛ به ويژه پس از قرن دهم كه تصوّف رو به افول گذاشت و اقطاب و مشايخ صوفيه عظمت علمى و عملى پيشين خود را از دست دادند و تصوّف با آداب و رسوم و بدعتها درآميخت؛ چنان كه در ميان صوفيان زمان ما رواج دارد.
پرسش ١. عارفان براى بيان نياز به استاد از كدام بخش از زندگى حضرت موسى (ع) بهره گرفتهاند؟
٢. دلايل نياز به استاد را در سلوك بيان كنيد.
٣. تفاوت استاد عام با استاد خاص در سلوك چيست؟
٤. استاد عام را چگونه مىتوان شناخت.
٥. دو مورد از آداب استاد نسبت به شاگرد و شاگرد نسبت به استاد را بيان كنيد.
٦. علت عدم شايستگى صوفيان براى استادى چيست؟