عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١١٥
بايد كه بر مريد مشفق باشد و او را بتدريج بر كار دارد و بارى بر وى ننهد كه او تحمّل نتواند كرد و او را به رفق و مدارا در كار آرد. و چون م عرفان اسلامى ١١٩ برخى آداب سالك نسبت به استاد ص : ١١٩ ريد در قبض باشد به تصرّف ولايت بار قبض از وى بردارد و او را بسط بخشد، و اگر در بسط زياد فرو رود، قدرى قبض بر وى نهد و پيوسته از احوال مريد غايب نباشد. «١» استاد عام و خاص استاد عام كسى است كه خداى متعال او را به ويژه براى ارشاد و هدايت تعيين نكرده و رجوع به او از مصاديق رجوع به اهل خُبره است. سالك تنها در آغاز سلوك به همراهى استاد عام نيازمند است و آنگاه كه از تجليات صفاتى و ذاتى «٢» برخوردار گرديد نيازى به همراهى استاد عام ندارد.
استاد خاص كسى است كه خداى متعال او را براى هدايت و ارشاد فرستاده است. و آن رسول خدا (ص) و اوصياى به حق او (ع) هستند. سالك را در هيچ حالى از احوال از همراهى استاد خاص گريزى نيست. امام نه تنها در ظاهر بلكه در باطن در تمام منازل همراه سالك است و با ولايت باطنى اوست كه سالك موفق مىگردد موانع را كنار زند و مقامات سلوك را پشتسر نهد. در حقيقت بايد گفت فيض و رحمت خداى متعال از راه مقام ولايت و نورانيّت باطنى امام به سالكان كوى دوست مىرسد و تا لطف و نظر كارساز آنان در بين نباشد كسى از سالكان نمىتواند به مقامات قرب خداى متعال راه يابد. «٣» استاد عام ممكن است در يك زمان بسيار باشند، و هر يك شايستگى هدايت و دستگيرى از سالكان را داشته باشند؛ ولى استاد خاص در هر عصرى يك نفر بيشتر نيست. در عصر غيبت كبرى، تنها امام زمان حجةبن حسن عسكرى (عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف) استاد خاص است. بر سالك لازم است در همان حال كه از استاد عام بهره مىگيرد، پيوسته متوجه آن جناب باشد و چنان كه مقام روحانيّت و ولايت امام همواره بر وجود سالك احاطه دارد، سالك نيز پيوسته متوجّه او باشد. «٤»