عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١١٢
٢. اظهار ناآشنايى استاد با سالك با وجود آشنايى دو ساله از ناخشنودى استاد از مجاهدات سالك حكايت مىكند و سالك را بيشتر متوجه درد و درمان خويش مىسازد.
٣. تكيه استاد بر عامل مهم عدم موفقيت سالك و ارائه درمانى سودبخش و كارساز.
٢. آموزش استادى مرحوم ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى مىگفتند:
روزى استاد- مرحوم ملاحسينقلى همدانى- تربيت يكى از شاگردانش را به من واگذاشتند. آن شاگرد همتى والا داشت و عزمى استوار، مدت شش سال در مراقبت و مجاهدت كوشيد، تا آمادگى كامل براى تجرّد نفس يافت. خواستم اين سالكِ راه سعادت با دست استاد بدين فيض دست يابد. او را با خود به خانه استاد بردم. پس از بيان مقصود، استاد گفتند: اينكه چيزى نيست، و با دست خود اشاره كردند و گفتند: تجرّد مثل اينست. آن شاگرد مىگفت: در آن هنگام ديدم كه من از بدنم جدا شدهام، و در كنار خود موجودى را مانند خود مشاهده مىكند. «١» نكتههاى آموزنده در اين حادثه ١. واگذار كردن تربيت شاگردان به برخى ديگر از آنان كه مقاماتى را در سلوك پيمودهاند، تا روش استادى و تربيت را بياموزند.
٢. يارى رساندن به سالكانى كه صادقانه به مجاهدت و طلب مىپردازند براى رسيدن به مقامات بالاتر- تجرد نفس در اين حادثه-.
شرايط استاد در سلوك عرفانى راه سلوك راهى طولانى و است و هر لحظه خطرى موجوديت سالك را تهديد مىكند. سالك در اين راه بايد تحت اشراف و مراقبت استادى كار آزموده و كامل باشد. استاد بايد در عين پايبندى به شريعت از نشيب و فراز اين راه باخبر باشد تا سالك را به سلامت از اين راه گذر دهد. مدعيان دروغين و شيّادان در اين راه بسيارند. از اين رو بر آستانه هر مدعى نمىتوان سر سپرد و به هر دستى نمىتوان دست بيعت داد.