عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١١٠
١. ناآشنايى با راه و روش سلوك؛ ٢. وجود موانع و ناآشنايى سالك با آنها؛ ٣. ايجاد شوق به حركت در سالك؛ ٤. تفسير وقايع و حوادثى كه در سلوك رخ مىدهد؛ ٥. سرعت بخشيدن به سلوك. «١» نياز به استاد در ادبيات عرفانى ادبيات عرفانى ما با تكيه بر نياز به استاد و راهنما سالكان را به يارى طلبيدن از پيرى خردمند در اين راه فرا مىخوانند و از حركت بىدليل راه برحذر مىدارند. عطار در «مصيبت نامه» مىگويد:
راه دور است و پر آفت اى پسر راه رو را مى ببايد راهبر گر تو بىرهبر فرود آيى به راه گر همه شيرى فروافتى به چاه حافظ نيز سرانجام قدم نه عرفان اسلامى ١١٥ شرايط استادى و ارشاد در كلام عارفان ص : ١١٤ ادن در ظلمات سلوك بىهمرهى خضر راهى را محروميّت و نرسيدن به مقصود مىداند.
گذار بر ظلمات است خِضر رهى كو؟ مباد آتش محرومى آب ما ببرد و در جايى ديگر از بىنتيجه بودن تلاش خود در اين راه بىدليل راه خبر مىدهد:
بكوى عشق مَنِه بىدليل راه قدم كه من به خويش نمودم صدا اهتمام و نشد وى ارادت به پيشگاه سالكان و اصل را رهگشاى تنگناهاى سلوك مىشمارد:
بر آستان ارادت كِه سر نهاد شبى كه لطف دوست به رويش دريچهاى نگشود؟
صائب نيز درباره نقش رهبر در اين راه گويد:
خس و خاشاك به دريا نرسد بىسيلاب سر فداى راهبرى بايد كرد فروغى بسطامى از دامها در طريق سلوك سخن مىگويد و به همت طلبيدن از باطن پيران سحرخيز فرا مىخواند: