عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٠٦
درس هفتم: نقش و جايگاه استاد در سلوك سالك در حركت بسوى خدا و گذر از منازل سل عرفان اسلامى ١١٠ نياز به استاد در ادبيات عرفانى ص : ١١٠ وك نيازمند استادى كامل، راه پيموده، راه شناس است. عارفان به نقش تربيتى و ارشادى استاد اعتقادى والا دارند و با اسامى گوناگون مانند پير، مرشد، ولى، شيخ، قطب، دليل راه خضر راه و طائر قدس، از وى نام مىبرند.
حافظ استاد را «دليل راه» و «خضر طريق» مىنامد:
به كوى عشق منِه بى «دليل راه» قدم كه گُم شد آن كه در اين ره به «رهبرى» نرسيد و در جاى ديگر گويد:
گذرت بر ظلمات است بجو «خضر رهى» كه در اين مرحله بسيار بود گمراهى و مولوى استاد را «مرشد» مىنامد:
هر كه او بى مرشدى در راه شد او زغولان گمره و در چاه شد عطار هم در «مصيبت نامه» از جايگاه پير سخن مىگويد:
پير ره كبريت احمر آمده است سينه او بحر اخضر آمده است هر كه او كُحْلى ساخت از خاك پير خواه پاك و خواهگو ناپاك مير عارفان معتقدند سالك بايد اين راه را با راهنمايى، اشراف و مراقبت انسانى كامل- كه اين راه را طى كرده است و از خطرات آن باخبر است- پشت سر نهد، و گرنه خطر گمراهى در كمين اوست. بىگمان در چنين راهى پرنشيب و فراز و پرخطر به هر دستى نمىتوان دست داد و دل و جان و سرمايه وجود بدو سپرد. خطر پيروى از مدعيان دروغين و راه رفتگان ناآشنا به اسرار و دقايق سلوك كمتر از حركت بىراهنما و استاد نيست. براى استادى و راهبرى در سلوك شرايط و آدابى لازم است؛ چنان كه در پيروى و بهرهگيرى از استادى كامل و آگاه مراعات آدابى، شايسته و نيكوست.