کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٧٦ - مبحث اول ايمان
شنيدم كه مىگفت: از على بن ابى طالب دست بداريد كه خود از پيامبر شنيدم كه سه خصلت براى على قائل شد كه دوست داشتم يكى از آنها را براى من قائل مىشد. يكى از آن سه خصلت، نزد من محبوبتر است از آن چه آفتاب بر آن مىتابد. من به همراه ابو بكر و ابو عبيده جرّاح و گروهى از اصحاب بودم كه پيامبر ٦ بر شانه على بن ابى طالب (ع) زد و فرمود: اى على! تو نخستين مسلمانى هستى كه اسلام آورده و اوّلين مؤمنى كه ايمان آورده است، و تو براى من همچون هارون هستى براى موسى. دروغ گفته است اى على! آن كه گمان مىبرد مرا دوست دارد در حالى كه تو را دشمن مىانگارد[١].- هنگامى كه اين آيه كريمه: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[٢]- بر پيامبر ٦ نازل شد، حضرت ٦، فرزندان عبد المطلب را در خانه ابو طالب گرد آورد در حالى كه ايشان چهل مرد بودند. پيامبر ٦ به على دستور داد براى آنها ران گوسفندى را با يك مدّ گندم، خوراك سازد و يك صاع شير برايشان فراهم آورد. هر يك از اين مردها مىتوانست در يك وعده غذا سر و دست گوسپندى را به همراه مشكى نوشيدنى بخورد. آنها همگى از اين غذاى اندك بخوردند تا همه را كفايت كرد و اين خود، نشان دادن معجزه پيامبر ٦ بود.
پيامبر ٦ سپس به آنها فرمود: اى فرزندان عبد المطلب، خداوند مرا براى همه خلايق برانگيخته به طور عام و براى شما به طور خاص، و سپس فرمود: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ، و من شما را به دو كلمه مىخوانم كه بر زبان سبك و در ترازوى رستخيز بسى گران خواهد بود و شما با اين دو كلمه خواهيد توانست بر تازى و غير تازى چيره شويد و همه ملّتها فرمانتان مىبرند. با اين دو كلمه به بهشت درخواهيد آمد و از آتش رهايى خواهيد يافت: «شهادت به اين كه نيست خدايى مگر اللَّه و اين كه من پيامبر خدايم». هر كه مرا در اين امر يارى رساند و در پرداختن بدان مددم كند برادر من خواهد بود و جانشين من و وزير و وارث من و خليفه پس از من. هيچ كس پاسخ پيامبر را نداد.
[١] همان.
[٢] شعراء/ ٢١٤؛ خويشان نزديك خود را هراس ده.