کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٤٤٣ - مبحث سى و پنجم در اين كه خداوند به پيامبر
باطل را با شمشير ايشان درهم مىكوبد و مردم هم يا از سر رغبت يا از بيم، از آنها پيروى مىكنند. در اين هنگام گريه پيامبر ٦ آرام گرفت و فرمود: اى گروه مؤمنان! بشارت گشايشتان باد كه وعده الهى تخلّف ناپذير است، و قضا و قدر او حتمى، و اوست حكيم و خبير، و گشايش خدا نزديك است. خدايا! آنها خاندان من هستند پس پلشتى را از آنها دور بدار و پاك، پاكشان كن. خدايا! رزقشان رسان و تحت عنايت خود قرارشان ده و با آنها باش و يارىشان رسان و مددشان كن و ارجمندشان بدار و خوارشان مگردان و در ميان آنها به جاى من باش كه تو بر هر چيز توانايى.
به امّ سلمه خبر رسيد كه بردهاش از قدر و قيمت على مىكاهد و دشنامش مىدهد. او را احضار كرد و گفت: پسرم! شنيدهام كه تو از ارزش على مىكاهى. برده پاسخ داد: آرى.
امّ سلمه گفت: بنشين- مادرت به سوگت نشيند- تا حديثى را براى تو بازگويم كه از پيامبر اكرم ٦ شنيدهام و پس از آن هر چه خواستى بگو. در آن شب و روزى كه پيامبر ٦ در حجرهام بود نزدش رفتم و اجازه دخول خواستم و گفتم: يا رسول اللَّه! داخل شوم؟
فرمود: خير، و من از شدّت ناراحتى پايم سست شد و به زمين افتادم و ترسيدم كه مباد مرا از خشم باز مىگرداند يا در باره من آيهاى از آسمان نازل شده است. براى بار دوم آمدم و اين بار نيز اذن دخول نداد. براى بار سوم آمدم ولى اين بار به من اجازه دخول داد و فرمود: داخل شو و من داخل شدم و على را ديدم كه در برابر او به زانو نشسته بود و عرض مىكرد: پدر و مادرم فدايت يا رسول اللَّه اگر چنين و چنان باشد چه دستورم مىدهى؟ فرمود: به شكيبايى. على، سخن را تكرار كرد و پيامبر ٦ فرمود: به شكيبايى. على براى بار سوم همان سخن را بر زبان آورد و پيامبر ٦ فرمود: اى على! اگر از آنها چنين ديدى شمشيرت را بكش و آن را حمايل كن و گام به گام آنها را گردن بزن تا آن هنگام كه مرا با شمشير آختهات كه خون آنها از آن مىچكد ديدار كنى. سپس پيامبر ٦ رو به من كرد و گفت: تو چرا غمگينى اى امّ سلمه؟ عرض كردم: چرا مرا بازگرداندى يا رسول اللَّه؟ فرمود: به خدا سوگند تو را براى ناراحتى باز نگرداندم و تو از سوى خدا و رسولش بر خير و خوبى هستى ولى زمانى آمدى كه جبرئيل در سمت راست و على در سمت چپ من نشسته بودند و جبرئيل اخبار و رويدادهاى پس از من را به آگاهى مىرساند و به من دستور داد پيرامون اين رويدادها به على رهنمون دهم. اى