کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٤١٨ - مبحث بيست و ششم پيرامون داستان اصحاب كهف و گفت و گوى حضرت(ع) با يهود
گفتند: اى عمر! تو پس از محمّد، ولىّ امر مسلمانان هستى، ما آهنگ آن داريم كه پيرامون مسائلى از تو پرسش كنيم، اگر پاسخ ما را بدهى خواهيم دانست كه اسلام، حق است و محمّد، پيامبر و اگر نتوانى پاسخمان دهى خواهيم دريافت كه اسلام باطل است و محمّد، پيامبر، نيست. عمر گفت: آن چه به نظرتان مىرسد بپرسيد. گفتند: به ما بگو: قفلهاى آسمانها كدام است و كليدهاى آن كدام؟ و آن كدام قبر بود كه صاحب خود را حركت داد؟ و آن كدام غير انسان و غير جنّى بود كه قوم خود را انذار كرد؟ پنج چيز به ما بگو كه روى زمين راه رفتند بىآنكه در رحمى قرار گرفته باشند. به ما بگو درّاج در فريادش و خروس در آوازش و اسب در شيههاش و قورباغه در صدايش و چكاوك در نغمهاش چه مىگويند؟ عمر سر به زير انداخت و گفت: بر عمر عيبى نيست كه اگر از مسألهاى از او پرسند كه نداند بگويد نمىدانم. يهوديان برجهيدند و گفتند: گواهى مىدهيم كه محمّد، پيامبر نبوده، اسلام بر باطل است.
سلمان فارسى- رضى اللَّه عنه- از جاى خود پرسيد و به يهوديان گفت: اندكى درنگ كنيد و سپس به سوى على بن ابى طالب (ع) رفت تا بر او وارد آمد و عرض كرد: يا ابا الحسن! به داد اسلام رس. حضرت (ع) فرمود: چه شده است؟ و سلمان، جريان را به آگاهى او رساند. حضرت (ع) در حالى كه برده پيامبر ٦ را بر دوش مىكشيد بيامد.
همين كه چشم عمر به حضرت (ع) افتاد از جاى خود پريد و او را در آغوش گرفت و گفت: اى ابو الحسن! تو به هنگام هر دشوارى و شديدهاى فرا خوانده مىشوى. على (ع) به يهوديان فرمود: آن چه به نظرتان مىرسد بپرسيد. همانا پيامبر ٦، هزار در از دانش را به من آموخته كه از هر يك هزار در گشوده مىگردد. آنها پرسشهاى خود را مطرح كردند. على (ع) فرمود: من با شما شرطى دارم. آيا اگر چنان پاسخ شما را دهم كه در توراتتان آمده است به دين ما در مىآييد و به پيامبر ما ايمان مىآوريد؟ گفتند: چنين باشد.
فرمود: يك يك بپرسيد. گفتند: قفلهاى آسمان كدام است؟ فرمود: قفلهاى آسمان، شرك به خداست، زيرا اگر زن و مرد بندهاى مشرك باشند عملشان به آسمان نمىرسد.
گفتند: كليد آسمانها كدام است؟ فرمود: كليد آن، شهادت به «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و محمّد عبده و رسوله» است. يهوديان به يك ديگر نگريستند و گفتند: اين جوان درست مىگويد: گفتند:
كدام قبر، صاحب خود را به حركت درآورد؟ فرمود: آن نهنگى كه يونس بن متّى (ع) را