کشف الیقین ت آژیر
(١)
پيشگفتار
٣ ص
(٢)
اوصاف آن حضرت از لسان مبارك پيامبر
١٢ ص
(٣)
مقدمه
٣٩ ص
(٤)
فصل اول پيرامون فضايلى كه پيش از تولد حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٤٣ ص
(٥)
نخست اين كه نام حضرت(ع) در تورات آمده است
٤٥ ص
(٦)
دوم برانگيخته شدن پيامبران بر ولايت پيامبر و على(ع)
٤٥ ص
(٧)
سوم اين كه اسم او بر عرش نگاشته شده است
٤٧ ص
(٨)
چهارم اين كه روايت شده است پيامبر خدا
٤٩ ص
(٩)
پنجم توسل آدم به حضرت(ع) در توبه
٥٢ ص
(١٠)
فصل دوم پيرامون فضايلى كه در زمان خلقت و ولادت حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٥٥ ص
(١١)
فصل سوم پيرامون فضايلى كه در حال كمال و بلوغ حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٦١ ص
(١٢)
باب اول فضايل به دست آمده از فعل و اثر اين فضايل يا نفسانى هستند يا جسمى
٦٣ ص
(١٣)
مطلب اول در فضايل نفسانى
٦٣ ص
(١٤)
مبحث اول ايمان
٦٣ ص
(١٥)
مبحث دوم علم
٧٨ ص
(١٦)
مبحث سوم خبر دادن از غيب
١٠٥ ص
(١٧)
مبحث چهارم در شجاعت
١١١ ص
(١٨)
مبحث پنجم در پارسايى و زهد
١١٣ ص
(١٩)
مبحث ششم در بخشش و كرم
١١٧ ص
(٢٠)
مبحث هفتم در پاكدامنى و ديندارى و استجابت دعا
١٣٣ ص
(٢١)
مبحث هشتم در اخلاق خوش حضرت(ع)
١٤٠ ص
(٢٢)
مبحث نهم در شكيبايى
١٤٢ ص
(٢٣)
مطلب دوم پيرامون برترىهاى جسمى حضرت
١٤٢ ص
(٢٤)
مبحث اول در عبادت
١٤٢ ص
(٢٥)
مبحث دوم در جهاد
١٤٦ ص
(٢٦)
مبحث سوم پيرامون پيشگام بودن در تصديق
١٨٣ ص
(٢٧)
مبحث چهارم در بردن سوره برائت به مكه
١٩٠ ص
(٢٨)
مبحث پنجم در گرد آوردن ويژگىهاى متضاد
١٩٥ ص
(٢٩)
مبحث ششم در گزيدههايى اندك از سخنان حضرت
١٩٥ ص
(٣٠)
باب دوم فضايل به دست آمده از خارج
٢٠٤ ص
(٣١)
مبحث اول در نسب حضرت(ع)
٢٠٤ ص
(٣٢)
مبحث دوم در ازدواج با فاطمه
٢٠٦ ص
(٣٣)
مبحث سوم در برادرى على(ع) با پيامبر
٢١٠ ص
(٣٤)
مبحث چهارم در بستن درها
٢١٨ ص
(٣٥)
مبحث پنجم در مباهله
٢٢١ ص
(٣٦)
مبحث ششم در وجوب محبت و مودت به على(ع)
٢٢٧ ص
(٣٧)
مبحث هفتم در اين كه حق و قرآن از على جدا نمىشوند
٢٣٩ ص
(٣٨)
مبحث هشتم در اين كه پيامبر
٢٤٣ ص
(٣٩)
مبحث نهم در تصريح به اين كه پيامبر
٢٦٠ ص
(٤٠)
مبحث دهم در اين كه پيامبر، على(ع) را امير المؤمنين مىخوانده است
٢٧٦ ص
(٤١)
مبحث يازدهم پيرامون اخبار منزلت و يكى بودن پيامبر
٢٨٢ ص
(٤٢)
مبحث دوازدهم در خبر پرنده
٢٩١ ص
(٤٣)
مبحث سيزدهم در تصريح به اين كه حضرت(ع) بهترين مردم است
٢٩٣ ص
(٤٤)
مبحث چهاردهم در تهديد كسانى كه با خلافت على(ع) به دشمنى برخيزند
٢٩٥ ص
(٤٥)
مبحث پانزدهم در همانند كردن على به سوره اخلاص و كعبه و سر پيامبر
٢٩٨ ص
(٤٦)
مبحث شانزدهم پيرامون سطل
٣٠١ ص
(٤٧)
مبحث هفدهم در توصيف حضرت به سيادت و آقايى
٣٠٢ ص
(٤٨)
مبحث هجدهم در اين كه اوست صاحب حوض كوثر و صاحب اذن در وارد شدن به بهشت و اين كه در روز رستخيز و در صراط پرچمدار است و دو ملك او بر ملائك مىبالند
٣٠٣ ص
(٤٩)
مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
٣٠٤ ص
(٥٠)
مبحث بيستم پيرامون همسر امام(ع)
٣٤٤ ص
(٥١)
مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
٣٤٧ ص
(٥٢)
مبحث بيست و دوم اين كه نسل پيامبر
٤١٠ ص
(٥٣)
مبحث بيست و سوم پيرامون خبر منا شده -
٤١١ ص
(٥٤)
مبحث بيست و چهارم پيرامون دعا براى حضرت(ع)
٤١٤ ص
(٥٥)
مبحث بيست و پنجم پيرامون بيم دادن به كسى كه بغض على(ع) در دل داشته باشد
٤١٥ ص
(٥٦)
مبحث بيست و ششم پيرامون داستان اصحاب كهف و گفت و گوى حضرت(ع) با يهود
٤١٧ ص
(٥٧)
مبحث بيست و هفتم پيرامون قرار گرفتن حضرت(ع) بر شانه پيامبر
٤٢٧ ص
(٥٨)
مبحث بيست و هشتم در اين كه ياد كردن و نگاه كردن به على(ع)، عبادت است
٤٢٩ ص
(٥٩)
مبحث بيست و نهم در اين كه على(ع) در روز رستخيز ميان پيامبر
٤٣٠ ص
(٦٠)
مبحث سىام پيرامون اين كه پيامبر
٤٣١ ص
(٦١)
مبحث سى و يكم پيرامون حديث دينار
٤٣١ ص
(٦٢)
مبحث سى و دوم در بيان اين كه پيامبر
٤٣٣ ص
(٦٣)
مبحث سى و سوم على در شب معراج
٤٣٥ ص
(٦٤)
مبحث سى و چهارم در اين كه رسول خدا
٤٣٦ ص
(٦٥)
مبحث سى و پنجم در اين كه خداوند به پيامبر
٤٣٧ ص
(٦٦)
مبحث سى و ششم پيرامون اخبارى كه زبير بن بكار - نقل كرده است
٤٤٤ ص
(٦٧)
مبحث سى و هفتم پيرامون حديث فتوت
٤٤٩ ص
(٦٨)
فصل چهارم پيرامون فضايلى كه پس از وفات حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٤٥١ ص
(٦٩)
فهارس
٤٦٧ ص
(٧٠)
فهرست آيات(به ترتيب شماره آيه)
٤٦٧ ص
(٧١)
نمايه
٤٧٣ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص

کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٦١ - مبحث نهم در تصريح به اين كه پيامبر

هنگامى كه آسمان‌ها و زمين را آفريد آن‌ها را فرا خواند پس آن‌ها پاسخش دادند و نبوّت مرا با ولايت على بن ابى طالب بر آن‌ها عرضه كرد و آن‌ها آن را پذيرفتند. سپس خداوند خلق را آفريد و امر دين را به ما واگذار كرد، پس سعادتمند به واسطه ما سعادتمند شد و نگون بخت به واسطه ما نگون بخت شد. ماييم كه حلال خدا را حلال مى‌كنيم و حرام خدا را حرام.

در همين جا[١]- به نقل از ابو سعيد خدرى آمده است كه از سلمان نقل كرده است كه مى‌گويد: عرض كردم: يا رسول اللَّه! هر پيامبرى جانشينى دارد، جانشين تو كيست؟ پيامبر سكوت كرد. پس چون بعدا مرا ديد گفت: اى سلمان! و من به سوى او شتاب كردم و لبّيك گفتم. گفت مى‌دانى جانشين موسى كيست؟ عرض كردم: آرى، يوشع بن نون.

فرمود: چرا؟ عرض كردم: چون او در آن هنگام داناترين ايشان بود. پيامبر ٦ فرمود:

جانشين و سرّ نگه دار من و بهترين كسى كه پس از خود باقى مى‌گذارم‌[٢] و وعده مرا ادا مى‌كند و قاضى دين من مى‌باشد[٣] على بن ابى طالب است.


[١] آن را در مناقب خوارزمى نيافتيم، ولى احقاق الحق ٥/ ١٥٤ آن را از ارجح المطالب نقل مى‌كند كه آن نيز از ابن مردويه نقل كرده است، نيز در كشف الغمّه ١/ ١٥٧ به نقل از مناقب ابن مردويه آمده است.

[٢] سيّد شرف الدّين در مراجعات/ ٣٠٢ ذيل همين خبر مى‌گويد:

« اين سخن تصريحى است بر اين كه على جانشين پيامبر است و صراحت دارد در اين كه او پس از پيامبر برترين مردم است و در اين خبر دلالتى است التزامى در خلافت على( ع) و وجوب فرمانبرى از او كه بر خردمندان پوشيده نيست.» شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٣٧٤ استدلال مى‌كند كه همين قرينه‌اى است دالّ بر خلافت.

« اخبار وصيّت، قراين ديگرى را هم در بردارد كه مقتضى آن است منظور از وصىّ، خليفه است، همچون اين سخن پيامبر٦- بخشى از سخن در توصيف على( ع)- كه او( على) بهترين كسى است كه به خليفگى مى‌گذارم يا پس از خود به يادگار مى‌نهم.».

[٣] مى‌گوييم: در برخى روايات« قاضى دينى» به كسر دال وارد شده است و آن چه ما از علماى خود نقل مى‌كنيم بر همين تقدير، استوار است.

مصنّف در كشف المراد/ ٣٩٦ مى‌گويد:

« پيامبر٦ فرمود: تو برادر و جانشين و خليفه پس از من هستى و قاضى دين من، و اين نصّى است صريح در ولايت و خلافت بر اساس آن چه گفته آمد.» شيخ طوسى در تلخيص الشّافى ٢/ ١٦٦ مى‌گويد:

« در پاره‌اى روايات تعبير« قاضى دينى» به كسر دال وارد شده است، و اين روايت نيز صراحت در امامت دارد، زيرا قاضى به معناى حاكم است و هر گاه در همه دين حاكم باشد پس او امام خواهد بود.» ابن ابى جمهور احسائى در كتاب معين المعين چنان كه در حاشيه اللوامع الالهيه/ ٢٨٢ از او نقل شده مى‌گويد:

« اين سخن پيامبر٦:« قاضى دينى» به كسر دال، برگرفته است از اين سخن پيامبر:« اقضاكم على( ع)»، و اين دليل آن است كه على برترين صحابه بوده است و قضا به همه علوم نيازمند است ...»« فرمود:« اقضاكم على» و در اين حديث، منطوق آن را آشكارا بيان داشته است و مفهوم آن را به اين اختصاص داده است كه انواع و اقسام علوم را تنها براى على( ع) گرد آورده است. وجود هر يك از فضايلى كه گروهى از صحابه بدان اختصاص يافته‌اند متوقّف بر فضايل ديگر نيست مگر علم قضا كه پيامبر٦ آن را به صيغه افعل براى على( ع) قرار داده است و آن مقتضى وجود اصل وصف و افزايش آن بر ديگرى است و موصوف بدان بايد عقلى كامل داشته باشد و نيكو تشخيص دهد و تيزهوش باشد و از سهو و غفلت به دور و به هنگام دشوار بودن حكم با ذكاوتش بدان دست يابد، عدالتى داشته باشد كه مانع از آن گردد تا پيرامون محرّمات بگردد و مروّتى كه او را به دورى از دنيا وادارد، زبانى راستگو داشته امانتدارى‌اش آشكار شود.

تركيب« قاضى دينى» در پاره‌اى روايات به فتح دال وارد شده است، چنان كه در بحار الانوار ٣٦/ ٣١١- ٣١٠ به نقل از كفاية الاثر چنين آمده است. در آن به نقل از انس بن مالك روايت شده است كه از پيامبر٦ شنيد كه فرمود:

« جانشينان پيامبران، كسانى هستند كه پس از ايشان ديون آن‌ها را ادا مى‌كنند و به وعده‌هاى آن‌ها عمل مى‌كنند و بنا به سنّت ايشان به جنگ مى‌پردازند. سپس به على( ع) روى كرد و فرمود: تو در دنيا و آخرت جانشين و برادر منى، دين مرا ادا مى‌كنى و به وعده‌هاى من عمل مى‌كنى و بنا به سنّت من نبرد مى‌كنى»( الحديث).