کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٨٥ - مبحث دوم علم
خود[١]- و احمد بن حنبل در مسند خود[٢]- روايت كرده مىگويند: على (ع) فرمود: پيامبر اكرم ٦ مرا به يمن فرستاد در حالى كه جوان بودم. على (ع) مىفرمايد: عرض كردم: يا رسول اللَّه! مرا به سوى مردمى مىفرستى كه ماجراها دارند و من از قضا آگاهى ندارم.
پيامبر ٦ فرمود: خداوند قلبت را هدايت مىكند و زبانت را ثابت مىگرداند. على (ع) مىفرمايد: پس از اين سخن ديگر در حكم ميان دو نفر ترديد نكردم.
چهارم: سلمان فارسى[٣]- روايت كرده مىگويد: پيامبر اكرم ٦ فرمود: «آگاهترين فرد امّت، پس از من على بن ابى طالب است.»[٤]
[١] نيز در كتاب خصائص ١٢٩/ ١ و/ ٦٩ و ١١.
[٢] مسند احمد بن حنبل ١/ ٨٣ و ٨٤ و ١١ و ١٣٦ و ١٤٩+ صحيح ابن ماجه، باب ذكر القضا/ ١٦٨+ حلية الاولياء ٤/ ٣٨١.
[٣] مناقب خوارزمى/ ٤٠.
[٤] علّامه بياضى در الصراط المستقيم ٢/ ١٠ مىگويد:
« در« الوسيله» حديث امّ سلمه را نقل كرده كه در آن گفته است:« على، ظرف علم من است»، پس اگر او عالمتر از ديگران نباشد، برخى از صحابه عالمتر از پيامبر٦ مىبودند».
علّامه امينى در الغدير ٧/ ١٩٨- ١٩٩ با اشاره به حديث« مدينة العلم» مىگويد:
« پيامبر٦ مىخواست تنها راه براى بهرهورى از علوم نبوّت جانشين او و سرور ما امير المؤمنين( ع) باشد، چنان كه مىبايست تنها ورودى شهر علم در آن باشد. اين مفهومى همراه با كنايه است كه براى رساندن سخن ما آورده شده است ... آن كه آهنگ اين شهر دارد تا از دانش يا ثروت يا هر گونه سود مادّى و معنوى ديگر آن بهره برد جز با ورود از در آن به چيزى نخواهد رسيد ... روشن است كه مقصود از تعبير به باب، تنها ورود و خروج نيست بلكه بهره دهى و ستادن نيز هست، و اين به دست نمىآيد مگر آن كه نزد على( ع) علم نبوّتى باشد كه پيامبر٦ مىخواسته امّت را به سوى آن سوق دهد و تنها آوردن اين راه براى آن كه از اين در، راه را در مىنوردد تأكيدى است براى حصر و سپس با اين سخن به تأكيد خود مىافزايد: و هر كه اين شهر را بخواهد بايد از در، درآيد.
پس على امير المؤمنين همان درى است كه همه مردم با آن سر و كار دارند و او همان كسى است كه همه دانش نبوّت و هر آن چه آدمى بدان نيازمند است اعمّ از فقه و اندرز و اخلاق يا حكومت و حكمت يا سياست و دورانديشى و تصميمگيرى را در اختيار دارد و بدين ترتيب ناگزير حضرتش( ع) داناترين مردم است».