کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٥٨ - فصل دوم پيرامون فضايلى كه در زمان خلقت و ولادت حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
برانگيختهاى ايمان دارم و سخن جدّم ابراهيم خليل (ع) را تصديق مىكنم، همو كه خانه كهن تو را بر پا داشت. پس به حقّ آن كه اين خانه را برپا داشت و به حقّ طفلى كه در شكمم دارم اين زايمان را بر من آسان گردان.
يزيد بن قعنب[١]- مىگويد: پس ديدم كه خانه خدا از ميان شكافته شد و فاطمه بدان داخل شد و از ديدگان ما پنهان گشت و دوباره خانه، به وضع نخست خود بازگشت. ما آهنگ آن كرديم تا قفل در را بگشاييم ولى گشوده نگشت. پس دانستيم كه اين، خواست خداست. فاطمه در روز چهارم در حالى كه امير المؤمنين على بن ابى طالب را در دست داشت از خانه خدا بيرون آمد. فاطمه گفت: من بر زنان پيش از خود فضيلت داده شدهام، زيرا آسيه دختر مزاحم خدا را پنهانى در جايى پرستش مىكرد كه خداوند دوست نداشت مگر به هنگام ناچارى در آن جا پرستش شود و مريم، دختر عمران با دستش نخل خشكيده را تكان داد تا آن كه توانست از آن خرماى تازه بخورد، در حالى كه من به خانه خدا وارد شدم و از ميوهها و روزىهاى بهشتى خوردم، و چون خواستم از آن بيرون آيم سروشى غيبى در گوشم نجوا كرد كه اى فاطمه! او را على نام كن كه او على است و مقامى والا دارد و خداوند علىّ اعلى مىگويد: من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأديبش كردم و بر دانش پيچيده خود آگاهش گردانيدم. اوست كه بتها را در خانه من مىشكند و بر پشت بام خانه من اذان مىگويد و مرا تقديس مىكند و بزرگم مىدارد، پس خوشا به حال كسى كه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و از او سرپيچد.
[فاطمه مىگويد: على را زاييدم در حالى كه از عمر پيامبر اكرم ٦ سى سال مىگذشت و پيامبر او را به شدّت دوست مىداشت[٢] و به من مىفرمود: گهواره او را
[١] همان.
[٢] سيد بن طاوس در« الطرائف»/ ١٥٤- ١٥٥ مىگويد:« پس چون نگريستم محبّت على به پيامبر را بسى عظيم ديدم و اسباب و علل آن را قديم يافتم و به دست آوردم كه اين امرى الهى است با رمز و رازى خدايى و يگانگى ميان پيامبر و على امرى است كهن كه پيوسته نونو مىشود و خاستگاه حديث نور و حديث خيبر همين است. على، خدا و رسولش را دوست مىداشت و خدا و رسول هم او را دوست مىداشتند، در حالى كه گريزنده از جنگ خيبر چنين نمىشود، چه، خبر اين واقعه در دسترس است و از همين دست است حديث طائر و اين كه على محبوبترين بندگان نزد خدا و دوستترين آنها نزد پيامبر اكرم٦ است».