کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٤٦٣ - فصل چهارم پيرامون فضايلى كه پس از وفات حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
كاتب مىگويد: صداى گريه او را مىشنيدم كه شيون مىكرد و مىگفت: اى احمد! خدا تو را پاداش خير دهد و به همسرت نيز. هم اينك خواب بودم كه پيامبر ٦ را در خواب ديدم. ايشان به من فرمودند: خداوند به تو و همسر ابن خصيب پاداش خير دهد.
مفهوم اين سخن چيست؟ و من جريان را به آگاهى او رساندم در حالى كه او مىگريست.
او به من دينار و جامه فراوان داد و گفت: اين براى آن علوى، اين براى همسرت و اين هم براى خودت. كاتب مىگويد: مقدار پولى كه به من داد صد هزار درهم بود. پول را ستاندم و راه خانه آن علوى را در پيش گرفتم. در را كوفتم، او از داخل منزل فرياد زد: اى احمد آن چه با خود دارى بياور و به سوى من آمد در حالى كه مىگريست. دليل گريهاش را جويا شدم. گفت: هنگامى كه از خانه شما به خانه خود آمدم همسرم گفت: چه با خود دارى و من داستان را به او باز گفتم. همسرم گفت: برخيز تا نماز بگزاريم و براى بانو احمد و همسرش دعا كنيم، ما نيز نماز گزارديم و دعا كرديم. سپس به خواب رفتم و پيامبر را به خواب ديدم كه مىفرمود: آنها را بر كارشان سپاس گزاردم، اينك براى تو چيزى مىآورند، آن را از ايشان بپذير.
در اين مختصر به همين قدر بسنده مىكنيم. هر كه بخواهد همه فضايل حضرتش (ع) را برشمارد آهنگ محالى كرده است، زيرا فضايل حضرت- عليه افضل الصّلاة و السّلام- از فراوانى به شماره درنمىآيد. سپاس مىنهيم خداى را كه آفريننده جهانيان است و درود خدا بر سرور پيامبران محمّد نبى و خاندان پاكش.
[در محرّم سال هفتصد و ده در شهر سلطانيه- كه خداوند آبادش گرداند- از نگارش آن فراغت يافتم. حسن بن يوسف بن مطهر، مصنّف اين كتاب در حالى آن را نگاشته كه خداى را سپاس مىگزارده، و بر سرور ما محمّد و خاندانش درود مىفرستاده است.
اين تصوير خطّ مصنّف است: بنده نيازمند به خداى بىنيازى كه محتاج گذشت و خشنودى اوست. محمّد بن على بن حسن جبّاعى- كه خداوند به روز هراس بزرگ او را ايمن گرداند و امامان او را توشه او در محشر قرار دهد- اين را از نسخهاى كه به دست مصنّفش- رحمه اللَّه- نگاشته شده به روز سه شنبه ماه شعبان سال هشتصد و پنجاه و دو نوشته است. سپاس خدايى را كه پرونده جهانيان است و درود او بر سرور ما محمّد نبى