کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٦١ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
اسماء بنت عميس و ابن عبّاس در باره آيه وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ[١]- گفتهاند: از پيامبر ٦ شنيديم كه مىفرمود: صالح المؤمنين، على بن ابى طالب (ع)[٢]- است[٣].
[١] تحريم/ ٤؛ و مؤمنان شايسته.
[٢] همان.
[٣] مصنّف در كشف المراد/ ٤١٨ مىگويد:
مفسّران، اتّفاق نظر دارند كه مقصود از صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ على( ع) است و مولى در اين آيه، همان ياور است، زيرا قدر مشترك ميان خدا و جبرئيل مىباشد و حضرت( ع) در مقام سوم قرار گرفته است و كلمه« مولى» در هر سه مورد در اين سخن پروردگار إِنَّ اللَّهَ هُوَ مولاه حصر يافته است.» علّامه بياضى در صراط المستقيم ١/ ٢٨٧ در بيان مفهوم« صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ» مىگويد:
« مقصود از آن« اصلح» است. پس اينك كه على( ع)، اصلح است مقدّم داشتن او به صواب، نزديكتر است، و از آن جا كه كفه فضيلت او سنگينتر است پس اعتقاد به امامت او پرسودتر خواهد بود.» علّامه مجلسى در بحار الانوار ٣٦/ ٣٢- ٣١ مىگويد:
« اينك كه بنا به نقل خاصّ و عامّ و به طرق گوناگون دانستيد كه مقصود از« صالح المؤمنين» در اين آيه، امير المؤمنين( ع) است و چنان كه سيّد مرتضى- رحمه اللَّه- گفته، شيعيان در آن اجماع دارند پس برترى حضرت( ع) از دو روى ثابت مىگردد:
اوّل: روا نيست خداوند پس از ذكر نام خود و جبرئيل( ع)، از كسى خبر دهد كه پس از همداستانى همه عليه پيامبر٦ بدو يارى رساند مگر آن كه اين كس نيرومندترين فرد در يارى رساندن به پيامبر٦ و نفوذ ناپذيرترين رزمنده در دفاع از حضرت٦ باشد. آيا چنين نيست كه اگر حكومت سلطانى از سوى برخى دشمنان ستيزه گرش با تهديد رو به رو شود مىگويد: در من طمع نكنيد و پيش خود سخن از چيرگى بر من مگوييد، زيرا فلان و بهمان ياران من هستند. او در اين هنگام از كسانى نام مىبرد كه بيشترين يارى را بدو مىرسانند و در دلاورى پرآوازهاند و براى اين سلطان، نيكو پدافند مىكنند و يارى جانانهاى بدو مىرسانند و اين خود دليل آن است كه على( ع) دلاورترين يار و ياور پيامبر اكرم٦ بوده است.
دوم: اين سخن پروردگار:« صالح المؤمنين» دلالت بر اين دارد كه حضرت( ع) بنا به عرف و استعمال، از همگان اصلح است، زيرا هر گاه كسى بگويد: فلانى دانشمند مردم خود و زاهد شهروندان خويش است تنها اين مفهوم از سخن او دريافت مىشود كه اين شخص داناترين و زاهدترين آنهاست. پس اينك كه برترى حضرت( ع) به اين دو دليل به اثبات رسيد ثابت مىگردد كه روا نخواهد بود ديگرى را بر او پيشى داشت.
زيرا قبيح است مفضول، پيش داشته شود.» شيخ مظفّر در دلائل الصّدق/ ٢٣٠ مىگويد:
« اينك كه دانستيد منظور از« صالح المؤمنين» يگانهترين آنهاست در شايستگى، خواهيد دانست كه حضرت( ع) شايستهترين فرد است به امامت، زيرا امامت، منزلتى دينى است كه لياقت آن را ندارد مگر كسى كه در يارى رساندن صالحترين و نيرومندترين باشد.» او در بيان« ان تظاهرا» در آيه شريفه مىگويد:
« خداوند در اين آيه مىخواهد دو زن پيامبر[ عائشه و حفصه] را بيم دهد. بار خدايا! اين دو چه قدر به سرور پيامبران٦ آزار رساندند و چه نيرنگهاى بزرگى به كار زدند تا جايى كه پيامبر٦ براى بازداشتن آنها مجبور شد با نصرت خدا و جبرئيل و على- كه در يارى رساندن به پيامبر، سرزنش سرزنشگران را به هيچ نمىانگاشت- تهديدشان كند، در صورتى هم كه بر صبر آنها اعتماد ورزيم همه فرشتگان پشتيبان حضرت٦ خواهند بود و آدمى از نفرين اين جمع كثير در امان نخواهد ماند. چه بزرگ بوده نابكارى اين دو تا آن جا كه خداوند دو زن نوح و لوط را براى آنان مثال آورده است. پس درنگ كن و به شگفت آى!!.».