کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٠٠ - مبحث پانزدهم در همانند كردن على به سوره اخلاص و كعبه و سر پيامبر
ابن عبّاس[١]- مىگويد: پيامبر ٦ فرمود: على براى من همچون سر است براى پيكرم.
همو[٢]- مىگويد: پيامبر ٦ فرمود: على براى من همچون سر است براى پيكرم.
على (ع)[٣]- مىفرمايد: پيامبر ٦ فرمود: حقّ على (ع) بر مسلمانان همچون حق پدر است بر فرزندش[٤].
[١] مناقب ابن مغازلى/ ٩٢، ح ١٣٥، و نظير آن در مناقب خوارزمى/ ٨٧.
[٢] همان ح ١٣٦ و همان/ ٩١- ٩٠.
[٣] همان/ ٤٧، ح ٧٠ و نظير آن در خوارزمى/ ٢٣٠- ٢٢٩ با سندش از عمّار بن ياسر و ابو ايّوب.
[٤] علّامه بياضى در صراط المستقيم ١/ ٢٤٢ مىگويد:
از حقوق پدران بر فرزندان است كه به هنگام پاسخ به نيازهاى آنها بر ايشان رحم گيرند.
منظور از پدر بودن، ضرورت سپاسگزارى از نعمتهاى پدرى است و اين بر پدر و مادر نسبت به فرزندان نيز ضرورت دارد ... و ابن ميثم در شرح نهج البلاغه نزديك به اين معنا را بيان كرده است و در آن جا سخنى را از پيامبر٦ روايت مىكند كه فرمود:« هر پيامبرى انسان زمان خويش است.» پس پدرى بر پيامبر و على به مجاز صدق مىكند و پيامبر٦ جز على كسى را به چنين مقام والايى اختصاص نداده است.» علّامه مجلسى در بحار الانوار ٣٦/ ١٤- ١٣ مىگويد:
« اخبار در اين پيرامون در باب اسامى پيامبر٦ و كتاب امامت بيان شده و تحقيق آن چنين است كه آدمى حياتى جسمى دارد با روح حيوانى و حياتى ابدى با ايمان و علم و كمالات روحانى كه موجب دست يافتن به سعادتهاى جاودانه است و خداوند سبحان در جاى جاى قرآن كريم، كافران را مردگانى بىزندگى توصيف كرده است و مردگان مؤمنان كامل را به داشتن حيات وصف نموده است چنان كه مىفرمايد: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً[ آل عمران/ ١٦٩؛] و مىفرمايد: فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً[ نحل/ ١٩٧؛] و آيات و اخبار ديگر. حق پدر و مادر حقيقى در دخالت بيشتر آن دو در زندگى فانى اين دنيا براى تربيت انسانى ضرورت مىيابد كه تقويت مىشود و زندگى آن دنيا را تأييد مىكند و حق پيامبر و امامان- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- از هر دو جهت ضرورت مىيابد: جهت اوّل اين كه آنها علّت غايى ايجاد همه خلايقند و در پرتو وجود آنها باقى مىمانند و به سبب آنها ارتزاق مىشوند و باران به بركت آنها مىبارد و از براى وجود آنهاست كه خداوند، عذاب را دور مىكند و به خاطر آنها خداوند اسباب را تدارك مىبيند، و جهت دوم، همان زندگى سترگ است كه به سبب آنها ره مىيابند و از نور آنها برمىگيرند و به بركت چشمههاى علم ايشان خداوند به آنها حياتى پاك ارمغان مىكند كه تا به ابد از دست نمىرود، پس ثابت شد كه آنها پدرانى هستند حقيقى و روحانى كه مردم بايد حقوق آنها را پاس بدارند و از عاقّشان بپرهيزند- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- برخى از اين مباحث در ابواب كتاب امامت[ بحار الانوار ٢٣/ ٢٧١- ٢٧٠] آمده است.» بنگريد به: مفردات مادّه« اب» در بيان مفاهيم ابوّت.