کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٩٦ - مبحث چهاردهم در تهديد كسانى كه با خلافت على(ع) به دشمنى برخيزند
يزيد بن زريع مىگويد: به بهز بن حكيم گفتم: آيا پدرت به نقل از جدّت و سپس به نقل از پيامبر ٦ در اين باره با تو سخن گفته است؟ بهز گفت: پدرم به نقل از جدم آن را برايم گفته است و در غير اين صورت خدا گوشم را به پوششى از آتش بپوشاند.
در همين كتاب[١]- به نقل از انس بن مالك آمده است كه گفت: نزد پيامبر ٦ بوديم در حالى كه گروهى از اصحابش نزد ايشان حضور داشتند. گفتند: يا رسول اللَّه! به خدا سوگند تو نزد ما از خود ما و فرزندانمان عزيزترى. راوى مىگويد: در اين هنگام على (ع) وارد شد. پيامبر ٦ به او نگريست و خطاب به حضرت (ع) فرمود: دروغ گفته است كسى كه گمان مىكند با تو دشمن است و مرا دوست دارد.
در همين كتاب[٢]- به نقل از ابو ايّوب انصارى با نام خالد بن يزيد نقل شده است كه مىگويد: پيامبر ٦ فرمود: اى على! خداوند تو را چنين قرار داده است كه مساكين را دوست بدارى و به پيروى آنها از خودت، خشنود باشى و آنها هم از همچون تو امامى خشنود باشند، پس خوشا به حال كسى كه از تو پيروى كند و تو را تصديق نمايد و واى بر كسى كه تو را دشمن دارد و تو را تكذيب نمايد.
در همين كتاب[٣]- به نقل از ابن عبّاس آمده است كه گفت: نزد پيامبر ٦ بودم كه على (ع) با حالتى خشمگين بيامد. پيامبر ٦ به او فرمود: چه چيز تو را خشمگين كرده است؟ على (ع) عرض كرد: عموزادگان تو مرا با آزار تو مىآزارند. پيامبر ٦ با خشم برخاست و فرمود: اى مردم! هر كه على را بيازارد [او نخستين شماست در ايمان و باوفاترين شما به پيمان الهى. اى مردم! هر كه على را بيازارد] در روز رستخيز يهودى يا مسيحى برانگيخته خواهد شد. جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت: يا رسول اللَّه! و اگر شهادت دهد كه خدايى جز اللَّه نيست و محمّد ٦ فرستاده خداست؟
پيامبر ٦ فرمود: اى جابر! اين كلمهاى است كه شما از ريختن خون آنها خوددارى مىكنيد و نمىگذاريد اموالشان مباح شمرده شود و جزيه نمىدهند در حالى كه تحقير
[١] همان/ ٥١، ح ٧٥.
[٢] همان/ ١٢١، ح ١٥٩.
[٣] همان/ ٥٢، ح ٧٦.