کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٨٥ - مبحث يازدهم پيرامون اخبار منزلت و يكى بودن پيامبر
و هنگامى كه اين آيه نازل شد: نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ[١]-، پيامبر على، فاطمه، حسن و حسين را خواند و فرمود: خدايا اينها خاندان من هستند.
از جابر بن عبد اللَّه[٢]- است كه گفت: پيامبر نزد ما آمد در حالى كه ما در مسجد پهلو گرفته بوديم و در دست حضرت ٦ شاخه تر و تازهاى از خرما بود. پس فرمود: آيا در مسجد مىخوابيد؟ عرض كرديم: به شتاب به مسجد آمديم و على هم با ما آمد.
پيامبر ٦ فرمود: اى على! آن چه بر من در مسجد حلال است بر تو نيز حلال است.
آيا نمىخواهى براى من همچون هارون باشى براى موسى جز پيامبرى؟ به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست تو در روز رستاخيز از حوض من دفاع مىكنى و مردانى را از كنار آن مىرانى چنان كه شتر گمراه را با عصاى خيزران از كنار آب برانند. گويى جايگاه تو را در كنار حوض كوثر مىبينم.
على (ع) مىفرمايد:[٣]- دردى سخت مرا فرا گرفت و نزد پيامبر ٦ رفتم و او مرا در جاى خود خواباند و به نماز ايستاد و يك طرف جامه خود را بر من افكند و نمازى خواند آن گونه كه خدا مىخواهد. سپس فرمود: اى پسر ابى طالب! بهبود يافتى و ديگر دردى ندارى. تو چيزى از خدا نخواستهاى مگر آن كه من نظير آن را براى تو خواستهام و من هم چيزى از خدا نخواستهام مگر آن كه به من داده است، فقط پيامبرى پس از من نيست.
معاذ بن جبل مىگويد: پيامبر ٦ فرمود: من با پيامبرى بر تو چيرهام و پيامبرى پس از من نيست و تو با هفت چيز بر مردم چيرهاى و در آنها هيچ يك از قريشيان نمىتوانند با تو به محاجّه برخيزند: تو در ميان آنها نخستين كسى هستى كه به خدا ايمان آورده است، و وفادارترين ايشان در پيمان الهى، و مقاومترينشان در امور الهى، و عادلترينشان در تقسيم برابر، و دادگرترينشان نسبت به رعيت، و بيناترينشان در
[١] آل عمران/ ٦١؛ ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما خود و شما خود را حاضر آوريم.
[٢] مناقب خوارزمى/ ٦٠.
[٣] همان/ ٦١.