کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٤١ - مبحث هفتم در اين كه حق و قرآن از على جدا نمىشوند
ابو رافع[١]- نقل مىكند كه پيامبر ٦ فرمود: اى ابو رافع! تو با جماعتى كه على را مىكشند چگونهاى در حالى كه على بر حق است و آنها بر باطل. جهاد جبهه على بحق در راه خداست و هر كه نمىتواند با دست به همراه آنها جهاد كند پس با زبانش در كنار آنها به جهاد پردازد و اگر با زبانش هم نتوانست با قلبش و ديگر پس از آن چيزى نخواهد بود. ابو رافع مىگويد: به ايشان عرض كردم: از خدا بخواه كه اگر من آنها را درك كردم در ستيز با اين دشمنان يارىام رساند و نيرويم بخشد. هنگامى كه مردم با على بن ابى طالب بيعت كردند و معاويه با او به مخالفت برخاست [و طلحه و زبير به بصره رفتند] گفتم: اينها همان جماعتى هستند كه پيامبر ٦ در باره آنها آن سخن را فرمود.
او زمينش در خيبر [و خانهاش را در مدينه فروخت تا با آن على و فرزندانش را تقويت كند] و سپس با همه اهل و عيالش با على روانه شد و به همراه حضرت (ع) بود تا على به شهادت رسيد، و به همراه حسن به مدينه بازگشت [در حالى كه در مدينه نه زمينى داشت و نه خانهاى، پس حسن از صدقه على در ينبع زمينى به عنوان تيول بدو داد و خانهاى به او بخشيد].
هنگامى كه زيد بن صوحان در روز جمل زخمى شد على (ع) در حالى كه هنوز زيد رمقى در تن داشت نزد او آمد و با حالى كه داشت كنارش ايستاد و فرمود: اى زيد! خداوند بر تو رحم گيرد تو را نيافتم مگر انسانى كه زحمت اندك مىرساند و يارى بسيار.
راوى مىگويد: زير سرش را بلند كرد و گفت: و تو [سرورم] خداوند رحمتت كناد، به خدا سوگند نيافتم تو را مگر آن كه داناى به خدا و آگاه به آيات اويى. به خدا سوگند از روى جهل به همراه تو ستيز نكردم و شنيدهام از [حذيفة بن اليمان- رضى اللَّه عنه- كه مىگفت شنيدهام] از پيامبر ٦ كه مىفرمود: على امير نيكوكاران و كشنده تبهكاران است، هر كه او را يارى رساند يارى خواهد شد و هر كه از او ترك يارى كند ترك يارى خواهد شد، آگاه باشيد كه حق با اوست كه به دنبالش مىرود، آگاه باشيد كه گرايشتان با
[١] اين حديث در احقاق الحق ٧/ ٣٣٥ به نقل از ارجح المطالب نقل شده كه او نيز از ابن مردويه روايت كرده است.